نقل قول های بزرگ گتسبی درباره رویاها و ناامیدی

نقل قول های بزرگ گتسبی درباره رویاها و ناامیدی 

ترجمه اختصاصی از مقاله مجله گول کست By Flavia Medrut -October 4, 2019

گتسبی بزرگ که توسط اف. اسکات فیتزجرالد نوشته شده و در سال 1925 منتشر شده است ،جزو کلاسیک ادبیات آمریکا محسوب می شود و منجر به تعدادی اقتباس سینمایی و تلویزیونی شده است.

متأسفانه ، نویسنده آنقدر زندگی نکرد که ببیند کتابش به چنین موفقیتی رسیده است. این رمان در اولین اجرای خود کمتر از 20 هزار نسخه فروش کرد و برخی از منتقدان سبک نویسنده را “با زور مجبور” و کتاب را “احمقانه” خواندند.

گتسبی بزرگ درباره تلاش های این جوان ، جی گتسبی ، برای ابداع دوباره خود است. ما کل داستان را از دیدگاه راوی می بینیم – نیک کاراوی ، که از میانه غرب به نیویورک نقل مکان کرد و اکنون در همسایگی گتسبی زندگی می کند.

شخصیت اصلی یک رویاپرداز همیشگی است و دارای یک سبک زندگی واقعاً عجیب است. او در یک عمارت غول پیکر گوتیک زندگی می کند و هر شنبه شب مهمانی های پر زرق و برق برگزار می کند. اما شخصیت او یک اختراع کامل است زیرا گتسبی در واقع فقیر بزرگ شد و این حتی نام واقعی او نیست. تمام تلاش او برای ثروتمند شدن به جلب دوباره زن مورد علاقه او اختصاص دارد.

گتسبی بزرگ مضامینی مانند انحطاط ، آرمان گرایی ، عشق ، مقاومت در برابر تغییر ، موقعیت اجتماعی و البته بیش از حد را کشف می کند.

در اینجا 23 نقل قول گریت گتبی بزرگ از زرق و برق و ناامیدی آورده شده است. 

هر زمان که بخواهید از هرکسی انتقاد کنید … فقط بخاطر داشته باشید که همه مردم این دنیا از مزایای شما برخوردار نبوده اند.

 

بیاموزیم که دوستی خود را برای یک مرد وقتی زنده است نشان دهیم و نه بعد از مرگ.

 

من در درون بدون آن قرار داشتم ، به طور همزمان مسحور و دفع شده توسط انواع پایان ناپذیر زندگی.

 

کنار گذاشتن قضاوت ها امیدی بی نهایت است.

 

به ذهنم رسید که هیچ تفاوتی بین مردان ، از نظر هوش و نژاد وجود ندارد ، آنقدر عمیق است که تفاوت بین بیمار و سالم.

 

بنابراین ، ما قایق هایی را در برابر جریان می کوبیم که بی وقفه به گذشته منتقل می شویم.

 

هرکسی حداقل به یکی از فضایل اصلی خود مشکوک است و این از آن من است: من یکی از معدود افراد صادقی هستم که می دانم.

 

هیچ مقدار از آتش و طراوت نمی تواند آنچه انسان را در قلب شبح خود ذخیره می کند به چالش بکشد.

 

نوشیدن آب در بین افراد الکلی یک مزیت بزرگ است.

 

زندگی وقتی در پاییز شکننده می شود از ابتدا دوباره شروع می شود.

 

هر چند وقت یکبار ولگردی می کنم و خودم را گول می زنم ، اما همیشه برمی گردم ، و در قلبم او را همیشه دوست دارم.

 

با موفقیت بسیار بیشتری از یک پنجره به زندگی میتوان نگاه شود.

 

مهمانی های بزرگ را دوست دارم. آنها بسیار صمیمی هستند اما در مهمانی های کوچک هیچ گونه حریم خصوصی وجود ندارد.

 

همانطور که راه می رفتم دیگر تنها نبودم. من یک راهنما ، یک رهگیر ، یک ساکن اصلی بودم.

 

مردم ناپدید شدند ، دوباره ظاهر شدند ، برنامه هایی را برای رفتن به جایی تنظیم کردند و سپس یکدیگر را گم کردند ، یکدیگر را جستجو کردند ، چندمتر دورتر یکدیگر را پیدا کردند.

 

همدردی انسان محدودیت هایی دارد و ما راضی بودیم که اجازه دهیم تمام بحث های غم انگیز آنها با پشت چراغ های شهر محو شود.

 

چشمانشان به هم رسید و به هم خیره شدند و در فضا تنها بودند.

 

من نمی توانستم او را ببخشم یا دوستش نداشته باشم ، اما دیدم کاری که او کرده کاملاً موجه است.

 

آنها جمعیت پوسیده ای هستند … شما ارزش این را دارید که کل گروه لعنتی را کنار هم بگذارید.

 

او فشار دنیای بیرون را احساس می کرد و می خواست او را ببیند و حضور او را در کنار او احساس کند و مطمئن شود که بالاخره او کار درستی انجام می دهد.