سنگفرش هر خیابان از طلاست ( کتاب سی و پنجم )

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

 کیم وو چونگ، مدیر و موسس کمپانی دوو

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

چند نشر

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

همان‌طور که اشاره شد، این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های کیم‌وو چونگ خطاب به مردم کشورش است. در مقدمه کتاب آمده است که: «کیم در این کتاب با احساسات فراوان از موفقیت‌هایش سخن می‌گوید: «من هیچ‌گاه مانند یک انسان دیوانه برای کسب درآمد ناچیز کار نکرده‌ام»؛ او از انجام کارهایی که دیگران آنها را غیرممکن می‌دانند لذت می‌برد.»

کتاب از ۴ قسمت و ۵۲ فصل تشکل شده است. هر فصل به طور خلاصه موضوعی را بررسی می‌کند. ۴ قسمت اصلی این کتاب عبارت است از:

  1. رویاپردازی
  2. مدیریت
  3. رشد کردن
  4. رهبری

به عنوان نمونه، فصل‌های قسمت اول کتاب که ۸ مورد است شامل این موارد می‌باشد: تاریخ متعلق به رویاپردازان است / فلسفه من در زندگی: چرا من از بدو تولد خوشبین بودم / چگونه رویاهای سازنده داشته باشیم / تفریح من کار کردن است / دنیای بزرگی در انتظار توست / اقلیت خلاق / چه کسی نابغه را از خواب بیدار می‌کند؟ / خوشبختی واقعی چیست؟

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

کتاب را می‌توان یک کتاب انگیزشی – مدیریتی دانست که برای بسیاری از افراد می‌تواند کتاب جذابی باشد. راهکارهای مدیریتی نیز در این کتاب آورده شده است اما بحث اصلی کیم‌وو چونگ در این کتاب انگیزه دادن به جوانان است. کیم‌وو چونگ از جوانان کره و از جوانان سراسر دنیا می‌خواهد که خودشان را باور داشته باشند و برای پیشرفت خودشان و کشورشان تلاش کنند.

کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست با مقدمه‌ای زا لوئیس کارار شروع می‌شود که به بحث در مورد کارهای کیم‌وو چونگ می‌پردازد. در همان صفحات اول کتاب، به تحسین کیم پرداختم و با خودم فکر می‌کردم که این آدم چقدر بزرگ و با عظمت است. وقتی ماجرای کودکی کیم را مطالعه می‌کنید و بعد در ادامه موفقیت‌های شگفت‌انگیز او را می‌خوانید شما هم به وجود چنین آدمی افتخار می‌کنید. کیم با کارهایی که انجام داد اقتصاد کره را دوباره زنده کرد و نقش مهمی در بهبود وضعیت کره ایفا کرد.

کیم جوانان هر کشوری را غنیمت آن کشور می‌داند و اعتقاد دارد جوانان باید رویاپردازان بزرگی باشند و با تمام توان سخت تلاش کنند. او در کتابش می‌نویسد: «در کودکی حتی یک سکه هم در جیبم نبود اما رویاهای بزرگی در سرم بود.» به شخصه وقتی کتاب را تمام کردم، لذت بردم و بسیار خوشحال شدم که با شخصیت و افکار کیم بیشتر آشنا شدم و به همه افراد مخصوصا جوانان هم توصیه می‌کنم این کتاب را مطالعه کنند.

(کافه بوک)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

شرکت‌های بزرگ کارهای زیادی برای انجام دادن دارند و نمی‌بایست کار شرکت‌های کوچکتر را از آنها بگیرند.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

به عقیده من این مهم نیست که چه کاری انجام می‌شود، مهم این است که شخصی آن کار را انجام دهد که استعداد آن کار را دارد. شخصی که استعداد ورزشی دارد باید ورزشکار شود، کودکی که استعداد موسیقی دارد نباید توسط پدر و مادرش مجبور به ادامه تحصیل در رشته مهندسی شود به دلیل این که او در آینده فقط تبدیل به یک مهندس بی‌استعداد خواهد شد.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

رابرت شولر می‌گفت: «همه چیزهایی که ما امروزه در اختیار داریم در گذشته غیرممکن بود.»

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

چرا دکترها همیشه مورد احترام هستند؟ به عقیده من تنها دلیل این موضوع این است که آنها در امری خاص متخصص هستند که دیگران از آن بی‌اطلاعند، چرا یاد نویسندگانی چون «داستایوفسکی»، «کامو» و «کافکا» هم‌چنان زنده است؟ به دلیل این که آنها توانستند به بالاترین سطح دانش ادبیات برسند و در آن تخصص داشته باشند، مرتبه‌ای که دیگران به آن نرسیدند. پس مهم نیست که رشته شما چه باشد، سعی کنید در رشته خود بهترین باشید و اگر می‌خواهید بدانید از کجا باید شروع کنید، می‌توانم به شما بگویم خودتان را غرق کارتان کنید، عقاید نو، درک و دانش به کسانی می‌رسد که فکرشان تنها معطوف به آن کار است.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

در طی سالیان گذشته من محصولات بی‌شماری را به بازارهای جهانی فروخته‌ام، اما یک مشکل همیشه من را آزار داده است: محصولات کره‌ای همیشه معروف به طراحی خوب، کیفیت و قیمت مناسب بوده‌اند. اما کم دقتی در مراحل پایانی تولید محصولات در کره همیشه بهانه‌ای برای خریداران بوده تا بتوانند از قیمت محصولات کم کنند و چنین موضوعی نه تنها به معنی ضرر در فروش می‌‌باشد بلکه مایه آبروریزی برای من به عنوان یک کره‌ای است.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

تجارت تنها سود کردن نیست، کمتر ضرر کردن نیز بخشی از تجارت است. 

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

در یک تجارت هیچ‌گاه نمی‌توانی ۱ و ۱ را جمع کنی و حاصل آن ۲ باشد، باید ۱ و ۱ را تبدیل به ۱۰ کنی و سپس آن را تبدیل به ۵۰ کنی، این روش درست تجارت است.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748572″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

در آن‌وقت حتی یک سکه هم در جیبم نبود، اما رویاهای بزرگی در سر داشتم، من هنوز به خوبی احساساتم در آن زمان را به خاطر می‌آورم، مانند حسی که در نیمه‌شب به هنگام ترک کتابخانه و یا بازگشت به خانه پس از یک روز سخت کاری داشتم، به آسمان نگاه می‌کردم و آن را مال خودم می‌دیدم، می‌توانستم آن را در آغوش بگیرم، هیچ‌چیز در آن زمان برای من غیرممکن نبود، طراوت و نشاط جوانی در من موج می‌زد و قلبم را با آرزوهای بزرگ پر کرده بود، هیچ‌چیز نمی‌توانست من را از حرکت باز دارد.

[gap height=”10px”]

سنگفرش هر خیابان از طلاست 

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

گتسبی بزرگ (کتاب سی وچهارم)

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد (به انگلیسی: Francis Scott Key Fitzgerald) (زاده ۲۴ سپتامبر ۱۸۹۶ – درگذشته ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰) نویسنده آمریکایی رمان و داستان‌های کوتاه بود. آثار فیتزجرالد نمایانگر عصر جاز در آمریکا است.[۱] او به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ سده بیستم میلادی شناخته می‌شود. شناخته‌شده‌ترین اثر او رمان گتسبی بزرگ است که اولین بار در سال ۱۹۲۵ منتشر شد.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

نشر نیلوفر

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

داستان این رمان از زبان کاراوی روایت می‌شود. فردی که همسایه گتسبی بزرگ است. اما داستان کتاب با دیدار کاراوی با عموزاده خود، دِیزی و شوهرش آغاز می‌شود. تام که اشراف‌زاده‌ای ثروتمند است زندگی تجملاتی و خوشی را در کنار همسرش تجربه می‌کند. در مقابل گتسبی یک جوان بسیار موفق و پولدار است و کسی از گذشته او چیزی نمی‌داند. این مرد جوان همواره مشغول خوشگذرانی و برگزاری مهمانی‌های بزرگ و باشکوه است. مهمانی‌هایی که هر کسی می‌تواند در آن‌ها شرکت کند و شاد باشد.

کسی خبر ندارد که این ثروت عظیم گتسبی از کجا آمده است. در مورد ثروت و حتی خود گتسبی شایعات زیادی وجود دارد. مثلا شایعه است که گتسبی از خانواده بسیار فقیری بود که عاشق دِیزی می‌شود. گتسبی در زمان سربازی از دِیزی دور می‌شود اما بعد خبر ازدواج او را می‌شنود. با این حال گتسبی عاشق می‌ماند و همیشه چشمش به دنبال دیزی می‌گردد.

در این میان، گتسبی فرصت بی‌نظیری پیدا می‌کند، چرا که کاراوی همسایه او، با دِیزی فامیل درجه یک است و…

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

قبل از خواندن کتاب، بسیار تحت تاثیر شهرت آن قرار گرفته بودم و برای مطالعه آن لحظه شماری می‌کردم، اشتیاق بسیار زیادی درونم ایجاد شده بود. اما هنگامی که کتاب را خواندم، فقط می‌توانستم به این فکر کنم که داستان کتاب با وجود داستان خوب آن، روایت خواندنی ندارد. دیگر نه احساس اشتیاق داشتم و نه فکر می‌کردم این رمان یکی از شاهکارهای جهان است. حداقل در نگاه من که این‌طور بود. بعد از بررسی‌هایی، متوجه شدم که این رمان به دلیل سبک خاص آن در نگارش و هدف قرار دادن رویای آمریکایی، بسیار معروف شده است و طبیعتا ترجمه نمی‌تواند ظرافت‌های زبان اصلی را نشان دهد – با وجود اینکه رضا رضایی ترجمه بسیار خوبی از کتاب ارائه کرده است.

کشف شخصیت گتسبی و کارهای او یکی از مواردی است که خواندن این کتاب را جذاب می‌کند. مخصوصا که در ابتدای رمان هیچ خبری از گتسبی نیست و خواننده با خود فکر می‌کند که گتسبی قرار است چگونه و به چه شکل وارد داستان شود.

کتاب گتسبی بزرگ مفاهیم و درون‌مایه‌های زیادی دارد که از جمله آن می‌توان به فساد، اشتیاق کسب موفقیت‌های بیشتر، رویای آمریکایی و سرخوردگی اشاره کرد.

(کافه بوک)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

گتسبی بزرگ

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

گتسبی به نـور سبز باور داشت، به آن آینده سراسر سکر و لذت که سال به سال از برابر ما بیشتر پس می‌نشیند. پس، از چنگ ما گریخته است، اما مهم نیست – فـردا تندتر خواهیم دوید، دوست‌های‌مان را بیشتر خواهیم گشود… و روزی در صبحی خوش – پس همچنان می‌کوبیم، مانند قایق‌هایی خلاف جریان، و همواره به گذشته رانده می‌شویم. 

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

باید یاد بگیریم دوستی‌مونو با آدم‌ها تا موقعی که زنده‌ن نشون بدیم، نه بعد از مردن‌شون. بعد از مردن‌شون، روال من اینه که بذارم‌شون به حال خودشون.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

رفیق، نمی‌تونم بگم چقدر تعجب کردم وقتی دیدم عاشقش شده‌م. حتی یه مدتی امید داشتم که ولم کنه، ولی نکرد، چون خودش عاشقم شده بود. فکر می‌کرد خیلی سرم می‌شه، چون چیزهایی که من می‌دونستم فرق داشت با چیزهایی که خودش می‌دونست… خب، بله، خیلی با آرزوهام فاصله داشتم، اما لحظه به لحظه هم عاشق‌تر می‌شدم. بعد یهو دیگه هیچی برام مهم نبود. چه فایده داشت کارهای مهم بکنم وقتی می‌تونستم براش بگم چه کارهایی می‌خوام بکنم و با گفتنش بیشتر بهم خوش می‌گذشت؟

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

حُسن بزرگی است مشروب نخوردن وسط مشروب خورهای قهار. آدم می‌تواند زبانش را نگه دارد، و از این هم مهم‌تر، آدم می‌تواند هر نوع رفتار غیرعادی و بی‌نظمیِ جزئیِ خودش را طوری زمان‌بندی کند که بقیه کورِ کور باشند و نبینند یا اهمیت ندهند.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

هرکسی حداقل یکی از فضیلت‌های مهم را برای خودش قائل است، و فضیلت من این است: من یکی از معدود آدم‌های باصداقتی‌ام که در عمرم شناخته‌ام.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

شب‌های تابستان، از خانه همسایه‌ام صدای موسیقی می‌آمد. در باغ‌های لاجوردی‌اش، مردها و دخترها مانند شب‌پره‌ها در میان نجواها و شامپانی و ستاره‌ها رفت و آمد می‌کردند.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

خانه‌شان آراسته‌تر از حدی بود که انتظار داشتم. عمارت شوخ و شادِ سرخ و سفیدی بود به سبک مهاجرنشین‌های جورجیا و مشرف به خلیج. چمن از کنار آب شروع می‌شد، و بعد از یک ربع مایل دویدن و از روی ساعت‌های آفتابی و گذرگاه‌های آجری و باغچه‌های گر گرفته پریدن می‌رسید به در اصلی، و سرانجام که به عمارت می‌رسید به شکل پیچک‌های براق از دیوار بالا می‌رفت، انگار از فشارِ دویدن. نمای اصلی را یک ردیف از پنجره‌های قدی می‌شکافت که برق می‌زدند از رنگ طلا که در آن‌ها منعکس می‌شد، و کاملا هم باز شده بودند به روی هوای گرم و بادخیز آن عصر، و تام بیوکنن با لباس سوارکاری روی ایوان جلو ایستاده بود و پاهایش را از هم باز کرده بود.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748566″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

من عادت کرده‌ام که قضاوت‌هایم را توی دلم نگه دارم، و همین خصوصیت باعث شده که باطن عجیب و غریب خیلی از آدم‌ها برایم رو بشود و در عین حال گرفتار آدم‌های پرچانه کارکشته‌ای هم بشوم.

[gap height=”10px”]

گتسبی بزرگ

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

انسان خردمند (کتاب سی وسوم )

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

دکتر یووال نوح هراری از دانشگاه آکسفورد دکترای تاریخ دارد و در حال حاضر در دانشگاه عبری اورشلیم تاریخ جهان تدریس می‌کند. تحقیقات او بر سوالات فراگیری تمرکز دارند:

چه رابطه‌ای میان تاریخ و زیست‌شناسی وجود دارد؟
آیا عدالتی در تاریخ هست؟
آیا انسان‌ها با افشای حقایق تاریخی خوشبخت‌تر شده‌اند؟
«من همه را ترغیب می‌کنم تا فارغ از اعتقاداتشان روایات اساسی موجود در دنیا را زیر سوال ببرند و تحوالات گذشته را به علایق کنونی مربوط سازند و از مباحث جنجالی نهراسند.»

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

بدون ناشر

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

همان‌طور که از عنوان فرعی کتاب برداشت می‌شود، این کتاب تاریخ مختصر بشر است و واقعا هم تاریخ را به شکل مختصر و البته مفید بیان کرده است. نویسنده تاریخ انسان را از ۲٫۵ میلیون سال پیش تا زمان حال را فقط در ۵۶۸ صفحه بیان می‌کند. هراری برای نوشتن انسان خردمند از منابع معتبر و تحقیقات دیگر دانشمندان در سرتاسر کتاب استفاده کرده است و ما با یک کتاب علمی که پایه و اساس خوبی دارد طرف هستیم.

هر اتفاق مهمی که در طول تاریخ بشر رخ داده در این کتاب بیان شده است: چه بر سر گونه‌های مختلف بشر آمد؟ چه بر سر حیوانات عظیم‌الجثه آمد؟ مغز چگونه تکامل یافت؟ آتش چه تاثیری بر تاریخ گذاشت؟ امپراتوری‌ها و حکومت‌ها چرا به وجود آمد؟ پول چگونه و چرا اختراع شد؟ مسیحیت و اسلام چه تاثیری بر انسان و تاریخ گذاشتند؟ و مهم‌تر از همه، گونه انسان خردمند به کجا می‌رود؟

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

همان‌طور که در قسمت ابتدایی این مطلب خواندید، ویژگی برجسته کتاب این است که تاریخ را بدون تعصب و بدون جهت‌گیری خاصی روایت می‌کند و همین باعث جذاب‌تر شدن کتاب می‌شود. شما آزاد هستید که هر طور فکر می‌کنید درست است مسائل را تحلیل و کارهای گونه انسان خردمند را قضاوت کنید. کارهایی که به اعتقاد من، روز به روز بیشتر به سمت خشونت و نابودی گرایش داشته است.

هراری در اثر خودش، رفتار انسان خردمند را از لحاظ روانشناسی، زیست‌شناسی و جامعه‌شناسی بررسی می‌کند. انسانی که گونه‌های مختلف بشر را از بین برده و بسیاری از گونه‌های حیوانات را نیز منقرض کرده است. آغاز کتاب شگفت‌انگیز است، ادامه‌ی آن عالی و پایان کتاب خیره‌کننده‌ست.

من فکر می‌کنم روایت تاریخ بشر بهترین نقطه برای آغاز تفکر عمیق است و انصافا این کتاب هم سرنخ‌های زیاد و بسیار خوبی برای تفکر در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

در کتاب سوال‌‌های شگفت‌انگیزی مطرح می‌شود و اتفاقات مختلف تاریخ به شکلی استادانه در کنار هم قرار می‌گیرند. و جالب‌تر از همه اینکه یووال نوح هراری همه‌چیز را زیر سوال می‌برد و خود او هم مخاطب را دعوت به تفکر دوباره می‌کند: فایده تاریخ چیست؟ به چه سمتی داریم حرکت می‌کنیم؟ آیا واقعا سرنوشت انسان امروز روشن‌تر از دیروز است؟ اصلا آیا سرنوشت و آینده‌ای روشن در انتظار ماست؟ آیا امروز خوشبخت‌تر از هزاران سال پیش هستیم؟

(کافه بوک)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

انسان خردمند

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

متاسفانه حاکمیت انسان خردمند بر زمین تا کنون چندان حاصلی به بار نیاورده است تا به اعتبار آن بر خود ببالیم. ما محیط اطرافمان را تحت کنترل درآورده‌ایم، محصولات غذایی را افزایش داده‌ایم، شهرها ساختیم، امپراتوری‌ها برپا کردیم و شبکه‌های تجاری گسترده ایجاد کردیم. اما آیا توانستیم از میزان رنج در جهان بکاهیم؟ بارها ثابت شده است که افزایش دائمی قدرت بشر لزوما به رفاه آحاد انسان‌های خردمند نینجامیده است و منجر به فلاکتی غیرقابل تصور برای موجودات دیگر شده است.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

و سرانجام، فقط در صورتی می‌توانیم به خاطر دستاوردهای بی‌سابقه‌ انسان خردمند امروزی به خود ببالیم که سرنوشت تمام موجودات دیگر را کاملا نادیده بگیریم. بخش‌های زیادی از نعمات مادی که به آن فخر می‌فروشیم و از ما در مقابل بیماری‌ها و قحطی محافظت می‌کند به بهای شکنجه و قربانی شدن میمون‌های آزمایشگاهی، گاوهای شیرده، و مرغ‌های تسمه‌نقاله‌ای به دست آمده است. در طی دو قرن اخیر، ده‌ها میلیارد از آن‌ها قربانی نظامی از استثمار صنعتی بوده‌اند که قساوتش در تاریخ سیاره زمین بی‌سابقه بوده است. اگر فقط یک دهم آن چه را فعالان حقوق حیوانات مطرح می‌کنند بپذیریم، پس چه‌بسا کشاورزی صنعتی مدرن بزرگ‌ترین جنایت تاریخ باشد

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

در مجموع امروزه ده‌ها میلیارد حیوان در دامداری‌ها زندگی می‌کنند که بخشی از خط تولید ماشینی هستند و در حدود ۵۰ میلیارد از آن‌ها سالانه کشته می‌شوند. این روش‌های صنعتی دامداری به افزایش بی‌سابقه‌ تولیدات کشاورزی و ذخایر غذایی انسان‌ها انجامیده است. پرورش صنعتی حیوانات در کنار ماشینی شدن کشت گیاهان، اساس کل نظام اقتصادی – اجتماعی مدرن است.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

پس از سال ۱۹۰۸، و بخصوص بعد از سال ۱۹۴۵، طمع سرمایه‌داری عمدتا به دلیل ترس از کمونیسم، تا حدود مهار شد. اما بی‌عدالتی هنوز حکم‌فرماست. کیک اقتصادی ۲۰۱۴ بسیار بزرگ‌تر از کیک سال ۱۵۰۰ است، اما آن چنان نامساوی تقسیم شده است که بسیاری از دهقانان آفریقایی و کارگران اندونزی بعد از یک روز کار سخت با غذایی کمتر از غذای اجدادشان در ۵۰۰ سال قبل به خانه برمی‌گردند. ممکن است رشد اقتصاد مدرن هم مثل انقلاب کشاورزی، فریبی بسیار بزرگ از کار درآید.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

اولین خط آهن تجاری جهانی در ۱۸۳۰ در بریتانیا افتتاح شد. در ۱۸۵۰ کشورهای غربی ۴۰هزار کیلومتر راه‌آهن داشتند، اما در تمام آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین فقط ۴هزار کیلومتر خط آهن وجود داشت. در ۱۸۸۰، غرب به خود می‌بالید که بیش از ۳۵۰هزار کیلومتر خط آهن دارد، در حالی که در سایر نقاط دنیا فقط ۳۵هزار کیلومتر راه‌آهن وجود داشت

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

تنها نظام مبتنی بر اعتماد مخلوق انسان‌هاست که تقریبا هر شکافی میان فرهنگ‌ها را پر می‌کند و کسی را بر پایه گرایش‌های دینی یا جنسیتی یا نژادی یا سنی مورد تبعیض قرار نمی‌دهد. در سایه وجود پول حتی کسانی که همدیگر را نمی‌شناسند و به یکدیگر اعتماد ندارند می‌توانند همکاری موثری با یکدیگر داشته باشند.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

پول سکه و اسکناس نیست. پول هرآن چیزی است که انسان‌ها تمایل دارند با استفاده از آن بتوانند به طور نظام‌مند ارزش چیزهای دیگر را به منظور مبادله کالاها و خدمات نشان دهند.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

۱۵۰هزار سال قبل، انسان‌ها با وجود استفاده از آتش هنوز موجوداتی کم‌اهمیت بودند. حالا دیگر می‌توانستند شیرها را فراری دهند، خود را در شب‌های سرد گرم کنند، و جنگلی را به آتش بکشند. اما اگر همه گونه‌های انسانیِ موجود را به حساب آوریم، شاید تعدادشان هنوز از یک میلیون انسانِ ساکن در مجمع‌الجزایر اندونزی و شبه‌جزیره ایبری فراتر نمی‌رفت؛ این یعنی صرفا یک نقطه روی صفحه رادار زیستبومی.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

انقلاب کشاورزی یکی از بحث‌برانگیزترین وقایع تاریخ است. بعضی طرفداران دو آتشه آن ادعا می‌کنند که این انقلاب بشر را در مسیر رفاه و ترقی قرار داد. دیگران آن را منجر به تباهی بشر می‌دانند و معتقدند که نقطه عطف سرنوشت‌سازی بود که باعث شد انسان خردمند همزیستی صمیمانه خود با طبیعت را رها کند و به سوی حرص و آز و ازخودبیگانگی بشتابد. این مسیر، به هر سمتی که بود، راه برگشتی نداشت. کشاورزی جمعیت را چنان به سرعت و از اساس افزایش داد  که هر جامعه کشاورزی پیچیده‌ای اگر به شکار و گردآوری خوراک بازمی‌گشت دیگر نمی‌توانست مثل سابق به بقای خود ادامه دهد. 

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

۱۵۰هزار سال قبل، انسان‌ها با وجود استفاده از آتش هنوز موجوداتی کم‌اهمیت بودند. حالا دیگر می‌توانستند شیرها را فراری دهند، خود را در شب‌های سرد گرم کنند، و جنگلی را به آتش بکشند. اما اگر همه گونه‌های انسانیِ موجود را به حساب آوریم، شاید تعدادشان هنوز از یک میلیون انسانِ ساکن در مجمع‌الجزایر اندونزی و شبه‌جزیره ایبری فراتر نمی‌رفت؛ این یعنی صرفا یک نقطه روی صفحه رادار زیستبومی.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

اما از منظر گله حیوانات، و نه چوپان‌ها، نمی‌توان به نتیجه دیگری به جز این رسید که انقلاب کشاورزی برای اکثر حیوانات اهلی شده فاجعه‌ای وحشتناک بود. «موفقیت» تکاملی این حیوانات بی‌معنی است. یک کرگدن وحشی کمیاب در آستانه انقراض شاید بسیار خوشبخت‌تر از گوساله‌ای باشد که ناچار است تمام زندگی کوتاه خود را در قفسی تنگ سپری کند و پروار شود تا استیک لذیذی از آن تهیه کنند. کرگدن خوشنود ناراضی نخواهد بود از اینکه جزو آخرین اعضای گونه‌اش است. موفقیت عددی گونه گوساله تسلی خاطر اندکی است در برابر درد و رنجی که هر یک از افراد این گونه بدان دچار هستند.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748560″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

همه گونه‌های انسانی، علی‌رغم تفاوت‌های زیادشان، چند ویژگی مشترک دارند که آنها را از موجوات دیگر متمایز می‌کند. بارزترین ویژگی این است که انسان، در قیاس با سایر جانداران، مغز فوق‌العاده بزرگ‌تری دارد.

[gap height=”10px”]

انسان خردمند

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

بینوایان ( کتاب سی و دوم)

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

ویکتور ماری هوگو (فرانسوی: Victor Marie Hugo‎؛ زاده ۲۶ فوریه ۱۸۰۲ – درگذشته ۲۲ مه ۱۸۸۵) شاعر، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس پیرو سبک رومانتیسم فرانسوی بود. او یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی است. آثار او به بسیاری از اندیشه‌های سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره کرده و بازگویندهٔ تاریخ معاصر فرانسه است. از برجسته‌ترین آثار او بینوایان، گوژپشت نتردام و مردی که می‌خندد است. مشهورترین کارهای هوگو در خارج از فرانسه بینوایان و گوژپشت نتردام است و در فرانسه بیشتر وی را برای مجموعه اشعارش می‌شناسند.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

نشر خوارزمی

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

ماجرای رمان با داستان زندگی مسیو بی‌ین وُنو میری‌یل، اسقف شهر دینی آغاز می‌شود. پیرمرد ۷۵ ساله‌ای که ویکتور هوگو در وصف مهربانی و خوبی‌های او تقریبا ۱۰۰ صفحه‌ای می‌نویسد. این اسقف به هر طریقی به افراد بینوا کمک می‌کند، دستمزدی که از دولت می‌گیرد، پول مراسم‌ها و حتی خانه خود را نیز وقف فقرا می‌کند. 

در ادامه ژان والژان وارد داستان می‌شود. کسی که برای سیر کردن شکم بچه‌های خواهرش دست به دزدی می‌زند. او فقط یک قرص نان می‌دزد اما به ۵ سال زندان محکوم می‌شود. در زندان براثر اتفاقات و شرایط مختلف ۴ بار تلاش می‌کند که فرار کند اما هر بار دستگیر می‌شود و به مدت محکومیتش افزوده می‌شود. نهایتا ژان والژان ۱۹ سال را در زندان سپری می‌کند.

پس از ۱۹ سال از زندان آزاد می‌شود. اما این تازه شروع بدبختی‌های اوست. هنگام آزادی برگه زردی به او می‌دهند که نشان دهنده این است که او یک مجرم است که به تازگی از زندان آزاد شده است.

در همین حال است که ژان والژان وارد شهری می‌شود که میری‌یل، اسقف آن است. 

 

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

ژان والژان، قهرمان اصلی کتاب بینوایان مردی است که در جبرگاه تبدیل به آدمی وحشی و ناسپاس می‌شود. جامعه نسبت به او که آدم فقیری است بسیار سخت گیر است و مجازات سختی برایش در نظر می‌گیرد. فرار او در زندان نشانه اعتراضش به محکومیتش است اما این اعتراضات فقط کار را بدتر می‌کند. اما ناعدالتی همچنان به دنبال ژان والژان است و تا آخر عمر او را رها نمی‌کند. برگه زرد که نشان محکومیت اوست باعث طرد شدنش از جامعه می‌شود و ژاور، بازرسی که تمام وقت به دنبال اوست، لحظه‌ای راحتش نمی‌گذارد.

۱۹ سال زمان بسیار بسیار زیادی است برای اینکه قلب آدمی هر روز تاریک و تاریک‌تر شود. اما نیروی عشق و ایمان اسقف باعث از بین رفتن این تاریکی می‌شود و ژان والژان را به سمت روشنایی هدایت می‌کند. ژان والژان برای گم نکردن این روشنایی، شمعدان‌هایی را که اسقف به او داده است همیشه پیش خود نگاه می‌دارد. این شمعدان‌ها در همه‌ی لحظات مهم کتاب دیده می‌شوند و راهنمای معنوی ژان والژان محسوب می‌شوند.

سرگذشت فانتین (مادر کوزت) نیز خود تراژدی است. رفتار جامعه با زنی که به تازگی کارش را از دست داده به هیچ‌وجه قابل قبول نیست و همین باعث فانتین سختی‌های زیادی را تحمل کند. آن هم فقط به خاطر مقداری پول برای اینکه تناردیه‌ها دخترش از دخترش نگهداری کنند.

(کافه بوک)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

بینوایان

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

کار، یک ناموس بزرگ است؛ کسی که به صورت یک کسالت از خود براندش به صورت یک شکنجه دچارش خواهد شد؛ اگر نخواهی کارگر شوی غلام خواهی شد. کار هرگز شما را از یک طرف رها نمی‌کند مگر برای آنکه از طرف دیگر گریبانتان را باز گیرد؛ نمی‌خواهی دوستش باشی، غلام سیاهش خواهی شد.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

ناداری یک جوان، هرگز یک بینوایی نیست. یک سر پسر جوان هرکه باشد، هر اندازه فقیر باشد، با سلامتش، با قوتش، با حرکت تندش، با چشمان درخشانش، با خون‌ گرمی که در بدنش جاری است، با موی سیاهش، با گونه‌های تروتازه‌اش، با لبان گلگونش، با دندان‌های سفیدش، با تنفس سالمش، همیشه می‌تواند مورد حسرت یک امپراتور پیر باشد.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

یک دختر بچه که عروسک نداشته باشد تقریبا به همان اندازه بدبخت و به طور کلی همچنان ممتنع است که یک زن بچه نداشته باشد. پس کوزت هم از شمشیر عروسکی ساخته بود.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. این‌ها خطرات بیرونی‌اند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزدان واقعی، پیش‌داوری‌های ما هستند؛ آدم‌کشان واقعی نادرستی‌های ما هستند. مهالک بزرگ در درون مایند. چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه پولمان را تهدید می‌کند! نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می‌کند.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

از بازگشتن یک فکر به مغز، به آن اندازه می‌توان جلوگیری کرد که از بازگشتن آب دریا به ساحل بتوان جلو گرفت. برای ملاح، این، جزرومد نامیده می‌شود؛ برای گناهکار، پشیمانی نام دارد. خدا، جان را مانند اقیانوس می‌شوراند. 

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748540″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

یکشنبه شبی، موبو ایزابو، نانوای میدان کلیسا در فاورول، برای خفتن مهیا می‌شد که ناگهان صدای ضربت سختی را که بر در آهنی شیشه‌دار جلو دکانش وارد آمد، شنید. به موقع پشت در رسید و دید که یک دست و بازو از میان سوراخی که بر در آهنین و بر شیشه ایجاد شده بود به درون آمده است. دست نانی برداشت و برد. ایزابو شتابان بیرون آمد. دزد با همه قوت پاهایش می‌گریخت. ایزابو دنبالش دوید و دستگیرش کرد. دزد، نان را دور انداخته بود. اما دستش هنوز خون‌آلود بود. این، ژان والژان بود.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]
[gap height=”10px”]

بینوایان

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

تفکر سریع تفکر آهسته (کتاب سی و یکم )

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

دانیل اکمن او که دارای مدرک دکتراست، در سال 2002 برنده جایزه نوبل اقتصاد شده است. او محقق ارشد دانشکده امور عمومی و بین‌الملل وودرو ویلسون، استاد افتخاری روانشناسی و امور عمومی دانشکده وودرو ویلسون، استاد افتخاری روانشناسی یوجین هیگینز دانشگاه پرینستون است.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

نشر هورمزد

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

کتاب پرفروش تفکر، کند و سریع دانیل کانمن خلاصه تحقیقاتی است که با همکاری آموس تورسکی بیش از چند دهه مشغول آن بوده است.  کتاب تفکر، کند و سریع شامل سه بخش از مراحل کاری اوست: کارهای اولیه، یعنی سوگیری های شناختی، سپس نظریه چشم انداز و پس از آن پژوهش هایی در زمینه ی شادی است. محور اصلی کتاب، بررسی دو سیستم در شیوه تفکر ما است: سیستم یک که سریع، شهودی و هیجانی است، اما سیستم دو آهسته تر، خودخواسته تر و منطقی تر است.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

ما در طول زندگی دائما در موقعیت‌ هایی قرار می‌گیریم که با چند گزینه مختلف مواجه میشویم و باید از بین گزینه‌های موجود یکی را برگزینیم. انتخاب‌‌هایی که انجام می‌دهیم و تصمیماتی که در طول زندگی می‌گیریم تأثیرات شگفت‌ انگیز و گاهی هم تأثیرات جبران‌ ناپذیری بر پیشرفت و موفقیت ما در آینده می‌گذارد. از این رو مهارت تصمیم‌ گیری یکی از مهم‌ترین مهارت های زندگی است که همیشه برای انتخاب بهترین و مناسب‌ ترین گزینه‌ ها و گرفتن تصمیمات صحیح و منطقی به آن احتیاج داریم.

(کافه بوک)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

تفکر سریع و تفکر آهسته 

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748535″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

تصور کنید شما جز اولین انسان ها هستید و با فرزندتان بیرون رفتید و یک شیر را می بینید، نمی دانید شیر چیست و فرزند کوچک خود را می فرستید که با او بازی کند و شیر فرزند شما را می خورد، به خانه بر می گردید و ناراحت هستید ، اشکالی ندارد، همسرتان دوباره باردار میشود و پنج سال دیگر با فرزند جدیدتان بیرون هستید و یه شیر را از دور می بینید، این بار با فرزندتان پنهان می شوید، و شیر نهایتا میرود و هر دو زنده می مانید. بیرون می آیید و با فرزند خود هستید که پرنده پرواز می کند و یک مرتبه فرزند شما می میرد.

دوباره ناراحت به خانه برمی گردید. دوباره همسر شما باردار میشود و این بار به خودتان قول می دهید که فرزند جدیدتان را از شیرها و پرندگانی که پرواز می کنند پنهان کنید. پس دو راه برای فکر کردن وجود دارد. هر دو تصمیمی که گرفتید از یک فرایند خودکار سریع می آید که به آن می گوییم سیستم یک . سیستم یک زمانی است که ما می فهمیم چقدر غیر منطقی و غیر عقلانی یا ابله هستیم. پس ممکن است ارزشی برای سیستم یک قائل نشویم و فکر کنیم فایده ای ندارد.اگر از یک تفکر آرامتر و عقلانی تر استفاده کنید ، متوجه می شوید که ماجرای شیر صحیح بوده است اما پرنده هیچ ربطی به مرگ فرزند شما نداشته است. اما باید برای سیستم یک ارزش قائل شویم چون مزایای زیادی دارد. این دلیل زنده ماندن ماست.

[gap height=”10px”]

تفکر سریع تفکر آهسته 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748535″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

ایده بزرگ شش فهمیدن هزینه غیر قابل برگشت مغلطه است، یعنی اجازه بدهیم تصمیمات گذشته بر روی تصمیمات فعلی تاثیر بگذارند. به جان فکر کنید، او درمورد پوکر چیزی نمی داند اما به شرطبندی می رود و بازی می کند. وقتی شب بشود جان هزار دلار باخته و چیزی نبرده است. اگر جان ببرد ما باید از سیستم دو استفاده کنیم که احتمالا به کار نمی آید. او متوجه می شود که بهترین کار این است که بیخیال هزار دلار بشود و آن جا را ترک بکند. هزار دلاری که او باخته است ربطی به اتفاقات بعدی ندارد اما جان خیلی تحت تاثیرباخت هزار دلار قرار گرفته است. او باز هم ادامه می دهد و بیشتر می بازد.

ممکن است شما به جان نگاه کنید و بگویید چقدر او ابله است اما واقعیت این است که من و شما هم همین هستیم. به اطراف خود نگاه کنید، چه چیزهایی وجود دارند که سالیان پیش خریدید که جا گرفتند و فقط شما را اذیت می کنند. دیگر نمی خواهید از آن ها استفاده کنید اما از شر آن خلاص نمی شوید. در این وضعیت هیچ فرقی بین جان و شما نیست. صندلی که شما خریدید همیشه سر راه قرار دارد در خانه کوچکی که شما دارید جایی برای آن نیست و باعث آزار شما می شود اما چطور می توان از شر آن خلاص شد؟ یک زمانی برای آن 59 دلار پول داده اید، به این می گویند هزینه غیرقابل برگشت مغلطه. تصمیم گیری های گذشته نباید روی چیزی که حالا برای شما مفید هستند تاثیر بگذارند.

[gap height=”10px”]

تفکر سریع تفکر آهسته 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748535″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

شاید برخی از پیش بینی ها خیلی مسخره باشند مثل اینکه هر بار پرنده ای پرواز کند فرزند شما می میرد. اما اگر منطقی درباره معنای احتمالی یک صدای بلند فکر کنیم و به فکر تحلیل باشیم به جای اینکه بترسیم و سریع فرار کنیم، شاید اینجا نبودیم.پس ایده بزرگ اول، فهمیدن سیستم یک و دو است. هر دو سیستم مزایای زیادی دارند. مشکل وقتی به وجود می آید که از سیستم یک به جای سیستم دو به عنوان سیستم مناسب استفاده کنیم. این باعث همه ی انواع تاسف ها و سفسطه ها می شود که مطلوب نیستند. درست نیست که فکر کنید اگر یک پرنده پرواز کند فرزند شما می میرد.

پس اگر من این دو سوال را از شما بپرسم جوابتان چیست؟

۱- آیا ارتفاع بلندترین درخت قول پیکر کمتر یا بیشتر از ۳۶۵ متر است؟

۲- حدس میزنید ارتفاع بلند ترین درخت قول پیکر چقدر باشد؟

از دو گروه این سوال ها را پرسیدند که فقط برای گروه دوم به جای ۳۶۵ متر ۵۴ متر گذاشته شد. فکر می کنید پاسخ ها چه شکلی بودند؟

میانگین حدس گروه اول ۲۵۷ متر و میانگین حدس گروه دوم ۸۶ متر بود. این تفاوت زیادی است و به آن می گویند لنگر انداختن. دن اریلی یکی از اقتصاد دان های محبوب من درباره این موضوع صحبت می کند که ما چطور درمورد ارزش بیشتر چیزها ایده ای نداریم. اگر متخصص نیستیم، همانطور که در بیشتر چیزها نیستیم نمی دانیم که یک درخت قول پیکر چقدر باید بلند باشد. من نمی دانم قیمت یک ماکروویو چقدر باید باشد، ۹۹ دلار؟ یا ۱۹۹ دلار؟دوباره این چطور می تواند برای شخص شما مفید باشد؟

اگر شما خریدار هستید، دوست دارید روی لیست قیمت ها نگاه کنید و به آن ها تکیه کنید. اگر فروشنده هستید پس چطور می توانید از روی لیست قیمت ها به نفع خودتان استفاده کنید؟

[gap height=”10px”]

تفکر سریع تفکر آهسته 

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748535″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

ایده بزرگ دوم درک لنگر انداختن است. یکی از چیزهایی که من واقعا از آن لذت می برم، آرامش ذهنی در هنگام انجام کارهاست؛ وقتی جایی میروم نگران حمله تروریستی نیستم، وقتی پرواز می کنم نگران سقوط هواپیما نیستم. کسانی را می شناسم که همیشه نگران هستند؛ آه دیدید چطور تروریسم دارد دنیا را می گیرد؟ وای چه چیزی در انتظار ماست؟ وای دیدید چطور هواپیما ها این روز ها در حال سقوط هستند؟

در واقعیت شانس رویدادن این اتفاق خیلی خیلی کم است. در واقعیت احتمال کمی وجود دارد که هواپیما شما سقوط کند، به این علم امکان می گویند. حتی در اتفاقی که امکانی ندارد برای شما بیافتد، فقط بخاطر اینکه وجود دارد شخصا به میزان بالایی احتمال می دهید که اتفاق بیافتد. پس دوباره از خودتان بپرسید که چطور می توانید از این مفهوم برای بهتر کردن زندگی خود استفاده کنید. آیا بهتر نیست که از زندگی خود لذت ببرید و باور کنید به آن بدی که در تصویر می آید نیست.

[gap height=”10px”]

تفکر سریع تفکر آهسته 

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

11 مرحله برای ساختن یک روال روزانه و چرا؟

11 مرحله برای ساختن یک روال روزانه و چرا؟

ترجمه اختصاصی از مقاله مجله موفقیت  | 

 

در سال 1961 ، مکسول مالتز ، دکتر م. ، کتاب کوچکی به نام روانی- سایبرنتیک منتشر کرد ، اصطلاح پایه ای که وی آن را تعریف کرد ، “هدایت ذهن شما به یک هدف مفید  ، بنابراین شما می توانید به بزرگترین بندر در جهان ، آرامش ذهن برسید.” در این کتاب ، مالتز درباره اهمیت روال و عادت به عنوان حیاتی برای بهره وری ، گفت: “اینها و بسیاری از پدیده های رایج دیگر ، نشان می دهند که حداقل 21 روز زمان نیاز دارد تا یک تصویر ذهنی قدیمی حل شود.

از این جمله بی شرمانه ، که او بر اساس مطالعات مشاهده ای از خود و بیمارانش بنا نهاده است ، متولد شد که اکنون به عنوان واقعیت پذیرفته شده است: ساختن یا شکستن یک عادت 21 روز طول می کشد. در واقعیت ، تحقیقات ثابت کرده اند که واقعاً در اینجا یک شماره جادویی وجود ندارد ، و این که می تواند از 18 تا 254 روز در هر جایی طول بکشد تا یک عادت به صورت خودکار تبدیل شود. اگر این مبهم به نظر می رسد . ایجاد عادت و شکل گیری روزمره اقدامات بسیار شخصی است.

عادت در مقابل روتین: تفاوت چیست؟

شکل گیری عادت ، بیش از روالها ، یک موضوع تحقیقاتی محبوب است. و درک تفاوت های آنها مهم است. عادت ها به یک نشانه احتیاج دارند و بعد از گذشت زمان ، یک تکه از روال را تشکیل می دهند. به عنوان مثال ، یک عادت شستن دست های شما پس از استفاده از دستشویی است. استفاده از دستشویی نشانه ای برای شستن دست ها است. این یک امر معمول است زیرا این یک رفتار ناخودآگاه است که توسط والدین ، معلمان و علائم منتشر شده در دستشویی های عمومی در حال حرکت است.

به خودی خود ، شستن دست ها یک عادت است. همچنین می تواند بخشی از یک خوشه عادت باشد. این یک روال است. به عنوان مثال ، شاید روال صبح شما با اولین نشانه شروع شود: ساعت زنگ دار. قهوه ، قهوه خواندن صبحانه ، دوش گرفتن ، حمام (با شستن دست) ، لباس پوشیدن و سوار شدن در ماشین برای رانندگی به محل کار. هر یک از این فعالیت ها به خودی خود عادات هستند. آنها با هم یک روال را تشکیل می دهند.

چرا باید نسبت به روال خود هدفمند باشید

چه هدفمند باشید ، شما یک روال روزمره دارید. برخی از عادات شما را انتخاب کرده اید ، خوب و بد ، که کارهای روزمره شما را تشکیل می دهد. به عنوان مثال ، من شیرینی ها را بعد از غذا میل می کنم – هر وعده غذایی.  اما این عادت به نشانه وعده های غذایی متصل شده است. با گذشت سالها ، این یک عمل تقریباً اتوماتیک است.

بنابراین ، هدف من پیکربندی مجدد روال من برای کمک به تمام روش هایی است که می خواهم رشد کنم: بهره وری ، خواب آرام ، سلامت عمومی و بهزیستی … این لیست ادامه می یابد. این همچنین به معنای ایجاد روش هایی برای از بین بردن عادت هایی است که من نمی خواهم ، مانند شیرینی های بعد از غذا. این امر نیاز به توجه روزانه و هدفمند به اعمال من دارد. هنگامی که یک روال سالم را ایجاد کنم ، قدرت مغز من آزاد می شود تا روی چیزهای بزرگ کار کنم: اهداف من.

آیا کارهای روزمره مهمتر نیستند؟

کارهای روزمره صبح یک مبحث پرطرفدار است ، اما من دوست دارم به برنامه های عصرانه خود به عنوان پایه ای اساسی برای کارهای روز صبحم فکر کنم – راهی برای هک کردن صبح ها به عنوان بهترین مطلق آنها. هرچه شب من بهتر باشد ، صبح من بهتر است. در مورد آن فکر کنید: اگر شب های خود را با وعده های غذایی شیرین در جلوی تلویزیون می گذرانید ، فکر می کنید صبح روز بعد چه احساسی دارید؟ اگر شبهای خود را با کمی مراقبه ، کمی روزنامه نگاری و کمی وقت گذراندن صحبت با عزیزان سپری کنید ، چه می شود؟

همه اینها برای گفتن اینکه روالهای صبح و شب شما به یکدیگر وابسته هستند و هیچ یک از دیگری بهتر نیست. به خاطر این قطعه ، ما به کارهای روزمره می پردازیم.

11 قدم برای ساختن یک روال روزانه

مهمترین چیزی که در اینجا باید به خاطر بسپارید این است که روال کاملاً شخصی است و بی پایان قابل تنظیم است. در دام تلاش برای ساختن روالهایی که برای شما منظور نبود ، قرار نگیرید.

1. روال فعلی خود را مشخص کنید.

این بسیار مهم است. به احتمال زیاد دوجین عادت روزانه دارید که حتی متوجه نمی شوید که انجام می دهید. تعمیر و نگهداری روزمره خود را با نگه داشتن یک دفترچه کوچک با خود در همه زمان ها شروع کنید. هر عملی را که به یاد دارید انجام دهید بنویسید. همیشه دو دقیقه قبل از هشدار از خواب بیدار می شوید؟ آن را بنویسید. همیشه صبح یکشنبه یک بسته اضافی شکر را در قهوه خود اضافه کنید؟ آن را بنویسید. هرچه این اقدامات بی حد و حصر به نظر می رسند ، آنها با رفتارهای ناخودآگاه که به ما شکل می دهد گره خورده اند. آگاهی از آنها اولین قدم در شناسایی مواردی است که می خواهیم آنها را نگه داریم یا جایگزین کنیم.

2. نشانه هایی را برای خود ایجاد کنید.

اگر می خواهید یک عادت بسازید ، به خودتان نشان دهید. به همین دلیل یادآوری های روزانه در برنامه های رژیم غذایی محبوب و ورزش بسیار مؤثر است. آنها ما را از کارهای روزمره خود بیرون می کشند و عملی را که می خواهیم در برنامه های جدید خود بسازیم به ما یادآوری می کنند. سعی کنید تا حد ممکن نشانه را طبیعی کنید. به عنوان مثال ، اگر به جای چیپس یا کلوچه سعی می کنید از میوه های تازه و سبزیجات برای خوردن میان وعده ها استفاده کنید ، کاسه های محصولات تازه را روی چندین میز در سرتاسر خانه خود قرار دهید. کیسه های سبزیجات از پیش سبزیجات را از قبل برش دهید تا وقتی عجله دارید ، آنها را راحت بگیرید.

3. آن را خودتان بسازید.

سعی نکنید یک شیوه زندگی را تغییر دهید که متناسب با زندگی شما نباشد. من در خوردن صبحانه و دریافت وعده های غذایی روزانه میوه و سبزیجات ام مشکل دارم. بنابراین ، برای من ، یک اسموتی بزرگ دلچسب برای من آسان و طبیعی است. بخشی از برنامه های روز عصر من تنظیم کردن مخلوط کن بر روی پیشخوان (نشانه های عادت) و داشتن تمام اجزای اسموتی در ظروف یک وعده منجمد است. اگر من این کار را نکردم ، احتمالاً وقت ندارم محصول را کاهش دهم یا مخلوط کن را از ساعت 7 صبح از قفسه کابینت پایین بیاورم.

4. شماره جادویی را نادیده بگیرید – این یک سبک زندگی است.

روالهای هدفمند ، تغییر سبک زندگی هستند. در این جمله به کلمه “زندگی” توجه کنید. این 30 روز برترین و بهترین تولید کننده خود نیست. ساختن یک عادت می تواند از 18 تا 254 روز طول بکشد. به همین دلیل این تعداد گسترده است. این نه تنها برای هر شخص بلکه برای هر عادت متفاوت است. نوشیدن هشت لیوان آب در روز احتمالاً راحت تر از است ، مثلاً نشستن برای نوشتن 1000 کلمه از کتاب در روز.

اجرای اسموتی روزانه من بسیار آسان است ، و حدود 30 روز طول کشید تا این موضوع جزئی از روال من شود. اما من نسبت به عادات جسمی مانند ورزش روزانه مقاوم تر هستم. این امر به چندین سرنخ دیگر و صحبت کردن با خود نیاز دارد. من راه طولانی برای ادامه دادن به این عادت دارم.

5- تصمیمات خود را کاهش دهید.

ساخت روتین سخت است زیرا ساختن عادات سخت است. بخشی از کارهای روزمره که سعی در ساختن آن دارم این است که زمان تلویزیون خواندن یک ساعت قبل از خواب را قطع کنم. در حین خواب ، ذهن ما افکار ما را پردازش و حل می کند. “خوابیدن به یک مشکل” به وجود آمد زیرا تحقیقات نشان دادند که مغز ما برای حل کردن مشکل و حل مشکلات بزرگ و افکار پیچیده ما هنگام خواب کار می کند. نظریه من: اگر قبل از خواب چیزی فكر برانگیز بخوانم ، مغزم از طریق افكار معناداری عمل می كند كه زندگی من را بهبود می بخشد.

من تصمیم خود را کاهش می دهم (تماشای تلویزیون یا خوانده شده؟) با “مخفی کردن” کنترل از راه دور در یک کشو و قرار دادن کتابخوان الکترونیکی یا جریان فعلی من در مکانی آشکار مانند میز قهوه. این هم به عنوان یک نشانه عادت و هم برای کاهش تصمیم گیری مفید است.

6. وسوسه هایی که منجر به عادت های قبلی می شود ، کاهش دهید.

این ممکن است واضح به نظر برسد ، اما یک نکته قدرتمند برای یادآوری است. عادات از طریق نشانه ها شکل می گیرند. اگر عادت دارید در حدود ساعت 3 بعد از ظهر به یک قوطی نوشابه برسید ، آن قوطی ها را با بطری های آب یا حتی قوطی آب سودا جایگزین کنید.

7. زمان قطع فناوری را تنظیم کنید.

یک تحقیق در حال رشد نشان می دهد که فناوری می تواند در شب تأثیر منفی بگذارد. چراغ های آبی موجود در صفحه ، ذهن ما را درگیر می کند و می تواند بر خواب آرامش بخش تأثیر بگذارد. بازدیدهای دوپامین در رسانه های اجتماعی تأثیر نزولی دارند که می تواند بر روحیه و حتی وضعیت جسمی ما تأثیر منفی بگذارد. به ذکر بیشتر مواردی که در تلویزیون تماشا می کنیم دقیقاً هدف مدار نیستند. این بدان معنا نیست که شما باید تلویزیون خود را بفروشید و از شبکه خارج شوید ، اما به این معنی است که می توانید با تنظیم یک ساعت سخت قطع هر شب ، کنترل خود را دوباره به دست آورید.

8- فعالیت  داشته باشید.

بعضی اوقات مغز شب هنگام خاموش است. برخی از کشش های ساده را پیدا کرده ام یا یک جلسه سریع تر یوگا ترمیم کننده به من کمک می کند تا احساس ریشه کنم و به طور طبیعی در حالت قبل از خواب قرار می گیرم. برای برخی ، یک فصل سریع در رمان مورد علاقه خود برای انجام این ترفند کافی است. فقط بخاطر داشته باشید که این فعالیت نباید سرسخت باشد زیرا می تواند بدن و مغز شما زنده شود ، این چیزی نیست که ما در این ساعت به دنبال آن هستیم.

9. اگر یک روز را از دست دادید ، فریب نخورید.

جنبه جالب دیگری از تحقیقات نشان داد که ایجاد عادت به همان اندازه که فکر می کردیم متمایز نیست. یک مطالعه 2010 نشان داد که شرکت کنندگان که یک روز را از دست داده اند نسبت به شرکت کنندگانی که هر روز این عمل را انجام داده اند ، مقاومت طولانی مدت نسبت به ایجاد عادت ندارند.

این یک تغییر سبک زندگی است ، و این بدان معنی است که این زمان نیست که خودتان را برای یک روز از دست رفته در اینجا و آنجا ضرب و شتم کنید. در حقیقت ، این نوع پاسخ منفی می تواند باعث شود در کل نسبت به تغییر مقاومت بیشتری داشته باشیم. روز از دست رفته خود را بپذیرید و دوباره به آن بازگردید.

10. صبح روز بعد خود را برنامه ریزی کنید.

طبق تجربه من ، بهترین قسمت از برنامه های عصرانه من برنامه ریزی کردن صبح روز بعد است. این بخشی از فعالیت است که به من کمک می کند تا روز به من احساس بسته شود. من دقیقاً مثل اینکه ممکن است یک رستوران یا فروشگاه را ببندید ، من از وقایع روز استفاده می کنم: چه خوب اتفاق افتاد ، چه کاری را انجام دادم و چه کارهایی هنوز مانده است. این به من کمک می کند تا یک برنامه بازی برای صبح روز بعد تهیه کنم. سپس ، هنگامی که از رختخواب خارج می شوم ، می توانم به جای گذراندن چند ساعت اول (که من پیدا کردم بهترین ساعتهای روز من هستند) روز را به هدف حمله کنم ، انجام کارهای بی معنی یا پریشان.

11. پیشرفت خود را پیگیری کنید.

مشابه ژورنال وظایف خود در ابتدای تعمیرات روزمره ، در هنگام ساختن خوشه های جدید عادت ، یک ژورنال را نگه دارید. مشخص کنید چه چیزی کار می کند ، چه چیزی به راحتی می آید و به چه چیزی مقاوم هستید. این به شما امکان می دهد سفارشی کردن روال جدید خود را با آنچه بیشترین حس را برای شما رقم می زند ادامه دهید. به یاد داشته باشید ، روال مجازاتی یا یک چالش 30 روزه نیست که مشکلات شما را حل کند. این راهی برای معرفی هدف ، بهره وری و آرامش در ذهن شما است.

رضا بهرام آدم سابق

[section bg_color=”rgb(227, 75, 75)” dark=”true” padding=”0px” class=”home-hero”]

[row style=”collapse” width=”full-width” v_align=”middle”]

[col span=”6″ span__sm=”12″ span__md=”4″ bg_color=”rgb(0,0,0)”]

[ux_banner height=”500px” height__sm=”300px” bg=”2748521″ bg_color=”rgb(0,0,0)” bg_pos=”45% 95%”]

[text_box width__sm=”60″ position_x=”50″ position_y=”50″]

[/text_box]

[/ux_banner]

[/col]
[col span=”6″ span__sm=”12″ span__md=”8″]

[row_inner h_align=”center” padding=”0px 0px 0px 0px” padding__sm=”40px 0px 20px 0px”]

[col_inner span=”8″ span__sm=”10″ span__md=”9″ padding=”25px 0px 0px 0px”]

آدم سابق

[divider width=”100%” height=”2px” margin=”20px” color=”rgb(224, 220, 178)”]

[featured_box img=”2747996″ img_width=”57″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

خواننده
رضا بهرام

[/featured_box]
[featured_box img=”2747994″ img_width=”63″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

آهنگساز
ناشناس

[/featured_box]
[featured_box img=”2747989″ img_width=”57″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

تنظیم
ناشناس

[/featured_box]
[button text=”دانلود” letter_case=”lowercase” color=”white” style=”outline” radius=”10″ expand=”true” icon=”icon-play” link=”https://www.mybia2music.com/download/114552070/?get=128″]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]

اتاق دربسته (کتاب سی ام)

[section label=”Timeline: Vertical”]

[row]

[col span__sm=”12″]

[row_inner label=”Time 1 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747790″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(42, 51, 226)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(42, 51, 226)” color=”light”]

نویسنده

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

پل استر نویسنده پست مدرن آمریکایی در آخرین کتاب از مجموعه “سه گانه نیویورک” با وارونه کردن داستان های معمایی نوع تازه ای از هنر روایت را خلق کرده است.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 2 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(154, 208, 173)” color=”light”]

ناشر

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

نشر افق

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747791″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(154, 208, 173)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 3 – Right” style=”collapse” v_align=”equal” h_align=”right”]

[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747792″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(251, 201, 51)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]
[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(251, 201, 51)” color=”light”]

موضوع

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

در “اتاق دربسته”، داستان از زبان اول شخص (نویسنده) روایت می شود. «فان شاو» که از دوستان قدیمی راوی کتاب است، به شکل عجیبی ناپدید شده. همسر شاو که از پیدا شدن او نا امید شده و می پندارد که شوهرش مرده است، از راوی داستان که او نیز نویسنده است می خواهد تا دست نوشته ها و آثار به جامانده از همسر مفقودش را منتشر کند. ادامه آشنایی نویسنده با همسر فن شاو، به ازدواج آن دو می انجامد، اما با روشن شدن این حقیقت که فن شاو زنده است، داستان مسیر دیگری پیدا می کند. راوی تلاش خود را برای یافتن وی آغاز می کند و در این مسیر با زوایای شخصیتی و زندگی او بیشتر آشنا می شود؛روندی که به یک پایان نسبتا غیرمنتظره می انجامد.

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Time 4 – Left” style=”collapse” v_align=”equal”]

[col_inner span=”5″ span__sm=”12″ margin=”0px 0px 25px 0px” animate=”bounceInUp” depth=”2″]

[row_inner_1 style=”collapse” padding=”10px 20px 2px 20px”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(249, 113, 104)” color=”light”]

نقد

[/col_inner_1]
[col_inner_1 span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255,255,255)”]

در آثار استر، ترکیبی از تفکرات روانشناختی و رگه هایی از پوچ گرایی و بدبینی دیده می شود. با این حال وی در این زمینه راه افراط را نپیموده و خواننده با خواندن اتاق دربسته دچار آشفتگی و دلزدگی نمی شود اگرچه ممکن است در بخش هایی از داستان و در مواجه با برخی پیچیدگی ها اندکی سردرگم شود.

 در “اتاق در بسته” کنجکاوی خواننده اندیشمند خویش را برمی انگیزد و جست و جوی پلیسی و کارآگاهی برای یافتن حقیقت را به جست و جوی ناب تر و فلسفی تر کاوش در هویت بدل می سازد. “فنشاو” ناپدید شده است و از او همسر، فرزند و مجموعه ای داستان و شعر نمایش نامه به جا مانده است. اما چرا راوی چنین وسواس آمیز زندگی فنشاو صمیمی ترین دوست دوران کودکی اش را می کاود؟ یکی از بزرگ ترین دریافت های اخیر آمریکا… استر نابغه ای بی همتاست. 

(ایران کتاب)

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

[/col_inner]
[col_inner span=”2″ span__sm=”12″ force_first=”small” border=”0px 2px 0px 0px” border_margin=”60px 50% 0px 0px” border_style=”dashed” border_color=”rgb(228, 228, 228)”]

[featured_box img=”2747793″ pos=”center” icon_border=”3″ icon_color=”rgb(249, 113, 104)”]

[gap visibility=”hidden”]

[/featured_box]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]
[section label=”Testimonials” bg_color=”rgb(246, 246, 246)” padding=”80px”]

[row label=”Title”]

[col span__sm=”12″ align=”center”]

بخش هایی از کتاب

اتاق دربسته

[/col]

[/row]
[row label=”Testimonials” padding=”50px 50px 30px 50px” padding__sm=”30px 30px 30px 30px”]

[col span__sm=”12″ bg_color=”rgb(255, 255, 255)”]

[ux_slider hide_nav=”true” nav_pos=”outside” arrows=”false” nav_color=”dark” bullet_style=”square” timer=”3000″]

[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748514″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

هیچ کس نمی خواهد بخشی از یک داستان باشد، به خصوص اگر این داستان واقعی باشد

[gap height=”10px”]

اتاق دربسته

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748514″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

 داستان ها فقط برای کسانی که قادر به تعریف کردن آنها هستند، اتفاق می افتند. شاید به همین ترتیب، تجربیات خود را فقط به کسانی ارائه می دهند که آن افراد قادر به داشتن آنها باشند

[gap height=”10px”]

اتاق دربسته

[/col_inner]

[/row_inner]
[row_inner label=”Testimonial 1″ style=”large”]

[col_inner span=”4″ span__sm=”12″ padding=”15px 0px 0px 0px”]

[ux_image id=”2748514″ image_size=”thumbnail” class=”circle”]

[/col_inner]
[col_inner span=”8″ span__sm=”12″]

[row_inner_1 style=”collapse”]

[col_inner_1 span__sm=”12″ margin=”0px 0px -50px 0px” animate=”bounceInUp”]

[/col_inner_1]

[/row_inner_1]

 اکنون به نظرم می رسد که فنشاو همیشه در آنجا بوده است. او برای من نشان دهنده مکانی است که همه چیز برای من شروع می شود، و بدون او، من به سختی می دانم جه کسی هستم.

[gap height=”10px”]

اتاق دربسته

[/col_inner]

[/row_inner]

[/ux_slider]

[/col]

[/row]

[/section]

حمید هیراد و راغب جذاب

[section bg_color=”rgb(227, 75, 75)” dark=”true” padding=”0px” class=”home-hero”]

[row style=”collapse” width=”full-width” v_align=”middle”]

[col span=”6″ span__sm=”12″ span__md=”4″ bg_color=”rgb(0,0,0)”]

[ux_banner height=”500px” height__sm=”300px” bg=”2748507″ bg_color=”rgb(0,0,0)” bg_pos=”45% 95%”]

[text_box width__sm=”60″ position_x=”50″ position_y=”50″]

[/text_box]

[/ux_banner]

[/col]
[col span=”6″ span__sm=”12″ span__md=”8″]

[row_inner h_align=”center” padding=”0px 0px 0px 0px” padding__sm=”40px 0px 20px 0px”]

[col_inner span=”8″ span__sm=”10″ span__md=”9″ padding=”25px 0px 0px 0px”]

جذاب

[divider width=”100%” height=”2px” margin=”20px” color=”rgb(224, 220, 178)”]

[featured_box img=”2747996″ img_width=”57″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

خواننده
حمید هیراد و راغب

[/featured_box]
[featured_box img=”2747994″ img_width=”63″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

آهنگساز
پیمان عدالت

[/featured_box]
[featured_box img=”2747989″ img_width=”57″ pos=”left” font_size=”small” margin=”0px 0px 30px 0px”]

تنظیم
آرش آزاد

[/featured_box]
[button text=”دانلود” letter_case=”lowercase” color=”white” style=”outline” radius=”10″ expand=”true” icon=”icon-play” link=”https://www.mybia2music.com/download/114551780/?get=128″]

[/col_inner]

[/row_inner]

[/col]

[/row]

[/section]