7 راه تمرین قدرشناسی برای کمک به رشد شما

7 راه تمرین قدرشناسی برای کمک به رشد شما

 | 

تمرکز بر روی آنچه اشتباه می گذرد در مواقع بحرانی ، مانند این همه گیر(کرونا) آسان است ، اما انتخاب دیدن فقط موارد بد ، کار را دشوارتر می کند. این معمولا چیزی را برطرف نمی کند.

در حالی که دوره های که عدم اطمینان وجود دارد  سخت هستند  ، آنها همچنین فرصتی برای رشد مثبت هستند. به همین دلیل است که به جای اینکه با نگرانی خود غر بزنید ، باید قدردانی کنید.

تحقیقات نشان می دهد که سپاسگزار بودن نه تنها باعث شادی بیشتر مردم می شود بلکه به آنها کمک می کند تا با مشکلات روبرو شوند قدردانی با تمرکز مجدد بر روی آنچه قبلاً دارند ، به افراد کمک می کند از طرز فکر کمبود به وفور تبدیل شوند. و فراوانی باعث قدرت می شود زیرا پاداش های سخت کوشی را برجسته می کند .

تأمل در نعمت های خود به ما نشان می دهد که ما ابزارها و فرصت های لازم برای موفقیت را در اختیار داریم. اما اگر در این مورد تعمدی نداشته باشیم ، عقب نشینی ها می توانند همه چیزهای خوب زندگی ما را از نظر ذهنی دور کنند .

مخصوصاً در مواقعی از این قبیل ، باید قدرشناسی را روزانه انجام داد تا رشد حاصل شود. در اینجا نحوه انجام این کار آمده است:

1. در برابر غریبه ها همدل باشید.

انسان موجودی اجتماعی است ، بنابراین همکاری در خانه فقط منزوی جسمی نیست بلکه منزوی ذهنی است. تماس با غریبه ها ، حتی از راه دور ، باعث قدردانی می شود. دلیل آن به کمبود برمی گردد؛ تعاملات معنادار با غریبه ها گواه بارز فراوانی اجتماعی است.

ممکن است در حال حاضر برای رفتن به رویدادهای جامعه احساس راحتی نکنید ، اما همچنان می توانید به صورت آنلاین ارتباط برقرار کنید. به دنبال ملاقات های مجازی باشید – این می تواند شبکه های تجاری یا یک گروه سرگرمی باشد که با آنها احساس راحتی می کنید. مهم مکالمه واقعی با افراد جدید است. من اخیراً در یک تجربه شام مجازی که توسط سازنده جامعه 7:47 برگزار شد شرکت کردم و حتی اگر بسیاری از شرکت کنندگان را نمی شناختم ، با به اشتراک گذاشتن داستان هایمان پیوند برقرار کردیم.

2. یادداشت های تشکر را با دست بنویسید.

گفتن “متشکرم” روشی کوچک اما قدرتمند برای ایجاد سپاس است. این باعث می شود فرد مورد تشکر احساس خوبی داشته باشد ، اما برای شخص شکرگذار نیز مفید است.

نوشتن یادداشت تشکر روشی فیزیکی برای تأمل در برکات خود است. نکته اصلی این است که آن را با دست بنویسید: روند دست خط نه تنها زمان بیشتری می برد – به معنی زمان بیشتر برای تأمل – بلکه برای گیرنده نیز معنی دارتر است. در یک نظرسنجی از 2000 بزرگسال آمریکایی ، 81٪ گفتند که آنها یادداشتهای تشکرآمیز دست نویس را متفکرانه تر از یادداشتهای دیجیتالی می دانند. با کمال تعجب ، هزاره ها حتی بیشتر از نسل های قدیمی این احساس را داشتند.

3. با تجارب مشترک دیگران را غافلگیر کنید.

هدیه یک روش عالی برای ابراز سپاس است ، اما بخشیدن یک شی در بیشتر موارد یک کار است. برای به حداکثر رساندن قدردانی ایجاد شده – در خودتان و همچنین دیگران – در عوض تجربیاتی را ایچاد کنید. آنها را غافلگیر کنید تا وقتی اعلام کردید بتوانید لذت آنها را ببینید و از تجربه لذت ببرید.

اجازه ندهید COVID-19 مانع راه شما شود. به کوهنوردی در فضای باز بروید. با یک دوست قدیمی خود یک دور گلف رفتار کنید. با هم یک بازی تخته ای بصورت آنلاین انجام دهید. وقتی شک دارید ، با هم چیزی یاد بگیرید. این کار با ایجاد احساس قدردانی از رابطه و کمک به شما در ایجاد مهارت یا علاقه جدید وظیفه مضاعفی را انجام می دهد.

4. در سختی های خود تأمل کنید.

اگرچه به نظر ضد مثبت می آید ، اما یکی از بهترین راه های ایجاد قدردانی ، تأمل در سختی های خود است. با این کار ، به خود یادآوری می کنید که چقدر قدرتمند و توانمند هستید. هیچ چیز قدرتمندتر از قدردانی از استعدادهای شما نیست.

برخلاف نکات قبلی در این لیست ، این فعالیت بهتر است به صورت انفرادی انجام شود. نشستن با یک دوست برای گفتن در مورد سختی های خود راهی برای تبدیل شدن به یک جشن گریپ دارد. اما اگر فکر کردن در مورد چالش های گذشته احساسات منفی را به وجود آورد ، چه می کنید؟ صبر کنید تا فضای بهتری پیدا کنید و اگر گذشته همچنان بر سلامت روان شما سنگینی می کند ، از صحبت با یک حرفه ای نترسید

5. داوطلب شوید. 

یک تصور غلط رایج در مورد داوطلب بودن این است که فقط به نفع افراد داوطلب است. در حقیقت ، بنیاد Make-A-Wish دریافت که 97٪ از داوطلبان پس از کار برای تحقق آرزوی کودک ، احساس قدردانی بیشتری می کنند.

این فقط داوطلبانه برای کودکان نیست که این اثر درست است. خواه بخواهید در جامعه خود زباله جمع کنید ، هم وقت خود را در یک بانک غذا بخرید و یا جوانان متخصص رنگ را راهنمایی کنید ، نتیجه همان است. در جایی که بیشترین نیاز را می بینید خدمت کنید.

6. بازخورد مثبت اما چالش برانگیزی بدهید.

شما می دانید که از سختی های خود چقدر رشد می کنید؟ ارائه بازخورد چالش برانگیز اما مثبت به دیگران ، آنها را به روشی مشابه ، هرچند امیدوارانه حمایت می کند ، کمک می کند.

این نکته بیانگر ماهیت دو طرفه مربیگری است. راهنمایی دقیقاً به همان اندازه که استاد راهنما است به مشاور کمک می کند – ساختن دیگران باعث تحقق آن می شود. این امر نه تنها در مورد پیشرفت ذهن بیمار بلکه در مسیر خود و راههایی که دیگران به شما در جهت یابی کمک کرده اند ،  ایجاد فکر های جدید را ترغیب می کند. این باعث می شود فرصت های اضافی برای رشد ، به ویژه در رهبری و مدیریت ، شکسته شود.

7. شکست های خود را جشن بگیرید.

اگرچه سپاسگزار بودن از سختی هایی که پشت سر گذاشته اید آسان است ، اما بقیه چطور؟ شکست هایت چطور؟ شکست در واقع برای موفقیت خوب است. به گفته رالف هیث ، نویسنده کتاب بزرگداشت شکست: قدرت به خطر انداختن ، اشتباه کردن و بزرگ فکر کردن ، “شکست و شکست بزرگترین معلمان زندگی هستند [اما] متأسفانه ، اکثر مردم ، و به ویژه فرهنگ های محافظه کار شرکت ها ، نمی خواهند بروند آنجا.”

در محل کار و مکان های دیگر ، شکست هرگز سرگرم کننده نیست. اما در هر شرایطی ، “بدترین” نتیجه اغلب بهترین نتیجه برای رشد است. سپاسگزار آن رشد باشید ، و دفعه بعدی ترس کمتری خواهید داشت که چیز جدیدی را امتحان کنید.

 

ده راهی که افراد موفق تصمیم های هوشمندانه می گیرند

روزهای شما پر از جریان دائمی تصمیمات است. مطالعه ای از دانشگاه کلمبیا نشان داد که روزانه در گیر 70 تصمیم هستیم .

بعضی از تصمیمات جزئی هستند ، مانند اینکه چه چیزی بخوریم ، کدام مسیر را با ماشین به محل کار برسانیم یا برای مقابله با کارها به چه ترتیب. موارد دیگر دشوارتر هستند ، مانند تصمیم گیری بین دو پیشنهاد شغل ، اینکه آیا برای شخصی که دوستش دارید به یک شهر جدید بروید یا اینکه یک فرد سمی را از زندگی خود جدا کنید.

با تصمیمات زیادی که هر روز اتخاذ می شود ، یادگیری اولویت بندی و تصمیم گیری موثر برای موفقیت و خوشبختی شما ضروری است.

اگرچه بسیاری از استراتژی ها وجود دارد که افراد موفق برای تصمیم گیری موثر استفاده می کنند .

1. آنها تصمیمات کوچک را به روال تبدیل می کنند.

تصمیم گیری مانند یک عضله عمل می کند: همانطور که در طول روز از آن استفاده می کنید ، بیش از حد خسته می شود تا بتواند به طور موثر عمل کند. یکی از بهترین استراتژی هایی که افراد موفق برای رفع خستگی تصمیم گیری خود استفاده می کنند ، حذف تصمیمات کوچکتر از طریق تبدیل آنها به کارهای روزمره است. با این کار منابع ذهنی برای تصمیمات پیچیده تر آزاد می شود.

استیو جابز به طور مشهور هر روز یک گردنبند سیاه به کار می کرد. مارک زاکربرگ هنوز لباس هودی می پوشد. هر دو مرد اظهار داشتند که این تصاویر نمادین نتیجه ساده کارهای روزمره است که برای کاهش خستگی تصمیم گیری انجام می شود. آنها هر دو از توانایی محدود روزمره ما در تصمیم گیری خوب آگاه بودند ، همانطور که باراک اوباما گفت: من سعی می کنم تصمیمات را کمرنگ کنم. من نمی خواهم درباره آنچه می خورم یا می پوشم تصمیم بگیرم ، زیرا تصمیم های زیادی برای تصمیم گیری دارم. ”

2. آنها صبح تصمیمات بزرگی می گیرند.

یک راه عالی دیگر برای غلبه بر خستگی تصمیم گیری ، صرفه جویی در تصمیم گیری های کوچک بعد از کار (وقتی که بیشترین خستگی تصمیم گیری است) و مقابله با تصمیمات پیچیده صبح ، وقتی ذهن شما تازه است. وقتی با یک سری تصمیمات مهم روبرو هستید ، یک ترفند عالی این است که زود بیدار شوید و پیچیده ترین کارهای خود را انجام دهید قبل از اینکه با یک سری تصمیمات جزئی منحرف کننده (تلفن های زنگ خورده ، ایمیل ها وارد می شود) ضربه بزنید. یک استراتژی مشابه این است که برخی کارهای کوچکتر را از شب قبل انجام دهید تا از روز بعد شروع کنید. به عنوان مثال ، لباس خود را شبانه مرتب تا حتی هنگام بیدار شدن مجبور نباشید به آن فکر کنید.

3. آنها به احساسات خود توجه می کنند.

یک جمله قدیمی وجود دارد: “بر اساس احساسات موقتی تصمیم دائمی نگیرید” ، و قطعاً درست است. افراد موفق احساسات خود را (از جمله شدت و تأثیر آنها بر رفتار) می شناسند و درک می کنند تا بتوانند تصمیمات را تا حد ممکن عینی و منطقی نگاه کنند.

متأسفانه ، اکثر مردم در مدیریت یا حتی شناخت احساسات خود مهارت ندارند. TalentSmart بیش از یک میلیون نفر را آزمایش کرده و دریافته است که فقط 36 درصد از ما قادر به تشخیص دقیق احساسات خود هستیم. از طرف دیگر ، تصمیم گیرندگان قوی می دانند که بدخلقی می تواند آنها را به همان راحتی بهم بزند یا از قطب نمای اخلاقی خود دور شود ، همانطور که روحیه خوب می تواند آنها را بیش از حد اعتماد به نفس وانگیزه بخشد.

4- آنها نظرات خود را به طور عینی ارزیابی می کنند.

وقتی افراد واقعاً درگیر یک تصمیم گیری می شوند ، افراد موفق گزینه های خود را با مجموعه ای از معیارهای از پیش تعیین شده می سنجند زیرا می دانند این امر تصمیم گیری را آسان و موثرتر می کند. در اینجا چند معیار مفید برای بررسی وجود دارد:

این تصمیم چه نفعی برای من دارد؟
چگونه به من آسیب می رساند؟
این به چه درد می خورد ___؟
آیا از این تصمیم پشیمان می شوم؟
آیا از این که این تصمیم را نگرفتم پشیمان خواهم شد؟
آیا این تصمیم منعکس کننده ارزشهای من است؟

5- آنها روی تصمیمات می خوابند.

خوابیدن بر اساس تصمیم خود اطمینان می دهد که وقتی فردای آن روز به آن نزدیک می شوید وضوح فکری داشته باشید. همچنین به شما اجازه می دهد تا احساسات شما روند خود را طی کنند. وقتی خیلی سریع عمل می کنید ، تمایل به واکنش نشان می دهید ، اما وقتی به تصمیم خود تمرکز و وقت بیشتری می دهید ، جنبه های مهم آن را که قبلاً نمی دیدید ، در معرض دید قرار می دهید.

6. هرچند آنها زیاد منتظر نمی مانند.

افراد موفق اهمیت جمع آوری اطلاعات را تا آنجا که می توانند می دانند ، اما در عین حال اطمینان حاصل می کنند که طعمه فلج کننده تجزیه نشوند. افراد موفق به جای انتظار برای جور شدن ستارگان(کمال) ، می دانند که برای رسیدن به تصمیم خود باید یک جدول زمانی داشته باشند. وقتی آنها این تاریخ را تعیین کردند ، انگیزه می گیرند که تکالیف خود را انجام دهند و به جستجوی روح بپردازند تا این مهلت را برآورده کنند.

7. آنها برای شارژ مجدد از ورزش استفاده می کنند.

استرس ناشی از یک تصمیم مهم ، به طور طبیعی کورتیزول ، ماده شیمیایی را که باعث پاسخ جنگ یا پرواز می شود ، تولید می کند. کورتیزول توانایی شما برای تفکر واضح و منطقی را ابری می کند. وقتی متوجه شدید درمورد یک تصمیم استرس دارید ، ورزش کنید. فقط 30 دقیقه زمان لازم است تا یک دوز مناسب با سوخت آندورفین ایجاد کنید تا به وضوح ذهنی برگردد. ورزش همچنین با استفاده عملی از کورتیزول به شما کمک می کند تا از حالت جنگ یا گریز عبور کنید. تحقیقات نشان می دهد که ورزش طولانی مدت عملکرد کلی مناطق مغز مسئول تصمیم گیری را بهبود می بخشد.

8- آنها همیشه به قطب نمای اخلاقی خود برمی گردند.

افراد موفق هنگام تصمیم گیری مهم اهمیت پایبندی به اخلاق خود را می دانند. اخلاق هنگامی که احساسات شما را به سمت دیگری سوق می دهد به عنوان راهنمای قابل اعتماد عمل می کند.

9. آنها به مشاوره می روند.

هنگام نزدیک شدن به یک تصمیم ، ما تمایل طبیعی داریم که به جای جمع آوری اطلاعات و سپس انتخاب یک طرف (به این سوگیری confirm تأیید می گوییم) ، گزینه دیگری را انتخاب کرده و سپس برای حمایت از آن تصمیم اطلاعات جمع آوری می کنیم. یک راه عالی برای غلبه بر سوگیری تأیید ، جلب نظر و مشاوره بیرونی از افرادی است که دیدگاه های مختلفی به وضعیت شما می آورند. دیدگاه های آنها به شما کمک می کند گزینه های خود را عینی تر بسنجید و گرایش های ذهنی یا غیر منطقی خود را تشخیص دهید.

10. آنها در تصمیمات قبلی تأمل می کنند.

مارک تواین ماهیت پیچیده تصمیم گیری را اینگونه توصیف کرد: “تصمیمات خوب از تجربه حاصل می شود ، اما تجربه از تصمیمات بد ناشی می شود.” این بدان معنا نیست که تنها راه برای تبدیل شدن به یک تصمیم گیرنده عالی ، مرتکب یک اشتباه است. این فقط به این معنی است که مهم است که تصمیمات گذشته را فراموش نکنید. افراد موفق به اندازه کافی از تصمیمات گذشته آگاهی دارند تا در صورت بروز موارد مشابه از آنها برای منافع خود استفاده کنند.

5 مرحله ساده برای شارژ خلاقیت شما…

5 مرحله ساده برای شارژ خلاقیت شما…

ترجمه اختصاصی مقاله مجله گول کست

در دنیای تناقض ، تنش ، مبارزه و سردرگمی ، الهام گرفتن و ارائه ایده های جدید بسیار دشوار است – حتی جنون آمیز. گرچه این نگرانی ویژه ای برای ماست که باید برای امرار معاش خود خلاقیت ایجاد کنیم ، اما همچنین برای هر کسی که می خواهد اثر خلاقانه خود را در این جهان بگذارد.

خواه یک نویسنده ، طراح ، رقصنده ، سرآشپز ، نوازنده ، کمدین یا میمیک آماتور باشید ، یافتن و حفظ الهام به راحتی تلاش برای چشمک زدن یا بلعیدن است برای کسی که جسارتاً به او اشاره می کند و می خندد.

در اینجا چند روش وجود دارد که شما می توانید خود را از مارپیچ رو به پایین وحشت ، وحشت یا بی علاقگی کاملاً تکان دهنده ای که ممکن است گاهی اوقات در هنگام کم شدن آب میوه های خلاقانه شما ایجاد شود ، بیابید!

5 مرحله برای بهبود خلاقیت:

1. تمرین کنید

اگرچه به نظر می رسد ضد شهودی باشد ، وقتی صحبت از مفهوم خلاق بودن می شود ، تمرین (نزدیک به) کامل می شود.

خلاقیت در واقع مهارتی است که شما در آن مهارت دارید. عمل ایجاد ، ذهن شما را فریب می دهد ، خب ، بیشتر اوقات ایجاد کنید.

واقعیت: حتی خلاق ترین افراد دنباله دار نیز باید بیشتر از اینکه در استعدادهای طبیعی خود سرگرم شوند ، انرژی بیشتری را صرف کار خلاقیت کنند.

خودتان را به چالش بکشید تا هر زمان و به هر روشی که به دردتان بخورد ، وقت و تلاشی را که برای ایجاد آن لازم است انجام دهید. هر روز صبح یا شب ، به مدت یک یا دو ساعت یا هر چیز دیگری که باید بدهید.

2. خیال بافی

با خود مهربان و دلسوز باشید و مهمتر از همه به توانایی های خود ایمان داشته باشید! با اجازه دادن به زمان لازم برای تخیل ، به خود نشان دهید که منظور شما این است.

در واقع نشان داده شده است که خیال پردازی منجر به حل خلاقانه مشکلات می شود. وقتی ذهن شما آزادانه می تواند پرسه بزند ، می تواند به حافظه ، احساسات و دانش ذخیره شده ارزشمند دسترسی پیدا کند. اگر هنگام انتخاب منطقه بندی به ایده ای رسیدید ، آنها را یادداشت کنید.

چند روش برای خیال پردازی با دردناک: راه رفتن ، دویدن ، استحمام

3- محیط اطراف خود را تغییر دهید

آیا تا به حال فضای کاری جدید و غیرمعمولی مانند ماشین خود را امتحان کرده اید؟ احساس اینکه شما به جای اینکه بی حرکت بنشینید به جایی جدید می روید ، می تواند شگفت انگیز باشد (البته مطمئن باشید ماشین پارک شده باشد).

اگر معمولاً در کتابخانه کار می کنید ، کافه شلوغی را امتحان کنید. ممکن است یک روز آفتابی را در یک پارک جذاب کار کنید.

علاوه بر تغییر آن ، فضای اصلی کار شما باید محلی باشد که دوست دارید وقت بگذارید – جایی که تنها کاری که می کنید ایجاد است. چه در محل کار یا در منزل ، آن را راحت کنید ، رنگ های مناسب را انتخاب کنید و اگر بی نظمی باعث تحریک شما شد ، آن را بدون سر و صدا نگه دارید.

4. دست دراز کنید

در حالی که افراد خلاق غالباً احساس می کنند در حال انجام یک  بازی عمیقاً انفرادی هستند ، واقعیت این است که گرایشات ضد اجتماعی حد خود را دارد.

دیگران که مبارزات مشابه خلاقانه ای را پشت سر گذاشته اند و دست نخورده از آن طرف بیرون می آیند ، می فهمند که چقدر سخت است. روابط شخصی خود را که به عنوان منبع یادگیری واقعی ایجاد کنید ، دست کم نگیرید.

اگر بخشی از جامعه متفکران خلاق نیستید ، به افرادی که به شما الهام می دهند ایمیل بزنید و از آنها بخواهید با هم  قهوه بخورید. شاید تعجب کنید که چند نفر خوشحال می شوند که یک ساعت به یک فرد خلاق جوان بپردازند.

5- از خطر کردن نترسید

دور شدن وحشیانه از آنچه کسانی که قبل از شما آمده اند مناسب دانسته اند  ، می تواند ترسناک باشد ، اما گاهی اوقات بی پروا بودن تنها راهی است که ذهن شما می تواند . چگونه احساس الهام می کند ، و اگر چنین است ، به طور قطع ، با آن همراه شوید و ترک تلاش برای خارج شدن از تصورات پیش فرض شخص دیگر.

نوازنده نابغه فقید شاهزاده مثال عالی است. او هنجارهای صنعت موسیقی ، هنجارهای جنسیتی و هنجارهای سبک زندگی را شکست ، در واقع هر “متخصص” را که از مسیر او عبور می کرد به چالش می کشید. و او عمدتاً به دلیل ریسک پذیری خود تبدیل به یک احساس جهانی شد.

کاری را که باید انجام دهید برای واقعی ماندن انجام دهید ، به خودتان شک نکنید و بقیه باید سر جای خود قرار بگیرند!

نقل قول های شرلوک هلمز که فکر شما را تغییر می دهد…

شرلوک هلمز مشهورترین کاراگاه و به تصویر کشیده ترین شخصیت ادبی در فیلم و تلویزیون است. شرلوک که توسط سر آرتور کانن دویل خلق شد ، برای اولین بار در سال 1887 با یک مطالعه در اسکارلت چاپ شد.

دویل نویسنده انگلیسی است که در ژانرهای مختلف نوشت. با این حال ، وی بیشتر به خاطر داستانهایش در مورد کارآگاه خصوصی افسانه ای شرلوک هلمز شناخته شده است. بیشتر داستان ها در دوران ویکتوریا یا ادواردین رخ می دهد و توسط یار و دوست خوب هولمز – دکتر واتسون روایت می شود.

اولین و تنها “کارآگاه مشاور” جهان از شخصیت واقعی جوزف بل الهام گرفته شده است – جراحی که نویسنده برای او به عنوان کارمند کار کرده است.

شرلوک یک مغز متفکر است و او عاشق حل رمز و راز است. استدلال ، چشم انداز و جزئیات و قدرت استنباط او توطئه های پر تعلیق و فریبنده را ایجاد می کند. دوستی بین کارآگاه مشهور و دکتر واتسون یکی از بزرگترین ادبیات است. نزاع و دعوای مداوم بین این دو طنز خوشمزه و غیرمنتظره ای را به همراه دارد.

شرلوک مردی درخشان است و تمایل زیادی به پرونده های چالش برانگیز دارد. در حالی که او معمولاً به طرز وحشیانه ای صادق و کاملاً سرد است ، اما کارآگاه گاهی می تواند در یک امر ساده ای بسیار احساساتی شود.

در اینجا چندین جمله شرلوک هولمز آورده شده است که شما را فریب و شیفته خود می کند:

 

می بینید ، اما مشاهده نمی کنید.

 

نظریه پردازی پیش از آنکه شخص داده ای داشته باشد ، یک اشتباه سرمایه ای است. به طرز غیرمعمولی فرد به جای تئوری های منطبق بر واقعیت ها ، واقعیت ها را متناسب با نظریه ها می پیچاند.

 

چند بار به شما گفته ام كه وقتی غیرممكن ها را از بین می برید ، هر آنچه كه باقی می ماند ، هر چند غیرممكن است ، باید حقیقت باشد؟

 

از نظر یک ذهن عالی ، هیچ چیز کم نیست.

 

من از روال کسل کننده وجود نفرت دارم. من آرزوی تعالی ذهنی دارم. به همین دلیل است که من حرفه خاص خود را انتخاب کرده ام ، یا بهتر است بگویم آن را ایجاد کردم ، زیرا تنها من در جهان هستم.

 

جرم رایج است. منطق نادر است. بنابراین باید بر اساس منطق باشد تا جرم و جنایت.

 

زندگی بی نهایت عجیب تر از هر چیزی که ذهن انسان می تواند اختراع.

 

این یک دنیای شریرانه است و وقتی یک مرد باهوش مغز خود را به جرم و جنایت تبدیل می کند از همه بدتر است.

 

من فکر می کنم مغز یک مرد در اصل شبیه یک اتاق زیر شیروانی خالی است ، و شما باید آن را با مبلمان دلخواه خود پر کنید.

 

اما بهتر است که خرد را دیر یاد بگیرید تا اینکه هرگز آن را فرا نگیرید.

 

جایی که هیچ تخیل وجود ندارد ، هیچ وحشتی وجود ندارد.

 

اشتباه گرفتن عجیب و غریب با رمز و راز اشتباه است.

 

من نمی توانم با کسانی که حیا را در زمره فضایل قرار می دهند ، موافق باشم. از نظر منطق دان ، همه چیز باید دقیقاً همانطور که هست دیده شود ، و دست کم گرفتن خود شخص به همان اندازه بزرگ نمایی از قدرت خودش است.

 

واتسون عزیزم کار بهترین پادزهر غم و اندوه است.

 

این احمقانه است تا شجاعت هنگامی کهتشخیص خطر هنگامی که به شما نزدیک است خودداری کنید.

 

از بین همه ویرانه ها ، ذهن نجیب ترین اسفناکترین است.

 

پسرم هیچ وقت به برداشت های کلی اعتماد نکن ، بلکه خودت را روی جزئیات متمرکز کن.

 

مدتهاست که بدیهیات من این است که چیزهای کوچک بی نهایت مهمترین هستند.

 

من هرگز استثنا نمی کنم. یک استثنا قاعده را نفی می کند.

 

واتسون ، تحصیلات هرگز پایان نمی یابد. این یک سری از دروس است که بهترین آنها برای آخرین موارد است.

 

در حقیقت ، خشونت بر خشونت کشیدن عقب می افتد و برنامه ریز در گودالی که برای دیگری حفر می کند ، می افتد.

 

این کار هر مرد است که شاهد اجرای عدالت است.

 

اما عشق یک چیز عاطفی است و هرچه احساسی باشد با آن دلیل سرد واقعی مخالف است که من آن را بالاتر از همه چیز قرار می دهم.

 

حد متوسط چیزی بالاتر از خودش نمی داند؛ اما استعداد بلافاصله نبوغ را تشخیص می دهد.

 

زندگی من در یک تلاش طولانی برای فرار از مکانهای مشترک وجود سپری شده است. این مشکلات کوچک به من در انجام این کار کمک می کند.

 

یک مرد همیشه به سختی می فهمد که سرانجام ممکن است عشق یک زن را از دست داده باشد ، هرچند ممکن است با او بدرفتاری کرده باشد.

3 سوالی که می توانید از خود بپرسید وقتی احساس خستگی در زندگی می کنید

3 سوالی که می توانید از خود بپرسید وقتی احساس خستگی در زندگی می کنید 

ترجمه اختصاصی مقاله مجله موفقیت با عنوان  | 

برای مثال ، با هر اختلال قابل توجهی ، مانند این همه گیری ، بر همه جنبه های زندگی ما تأثیر می گذارد. که این احتمال را ایجاد می کند که ما احساس خستگی بیش از حد کنیم. و هنگامی که ما بیش از حد تحت فشار قرار بگیریم ، برخی از ما گیر می کنیم ، در حالی که بعضی با عصبانیت اقدام می کنند تا بعدا احساس پشیمانی کنند.

این “اگر” نیست بلکه “وقتی” است که تا لحظه های درهم شکستن در زندگی ما ظاهر شود. در حالی که آنها می توانند افراد زیادی را خفه کنند ، شما می توانید یاد بگیرید که چگونه این لحظات را به روشی سالم و مولد اداره کنید.

این سوالات  ساده را از خود بپرسید تا استرس ناشی از فشار را کاهش دهد:

  • 1. آیا من واقعاً از خودم مراقبت می کنم؟

وقتی احساس می کنیم کنترل نداریم ، اولین قدم برای پس گرفتن آن ، تهیه موجودی از خودتان است ، که فراتر از سلامتی جسمی و سلامت عاطفی و روانی شما است – قسمت هایی از خودتان که تحت تأثیر قرار می گیرند.

برای اینکه  خودتان را چک کنید ، ابتدا بپرسید چرا احساس ضعف می کنم؟ سپس با تهیه لیستی از آن ها ، به قسمت های دیگر خود بپردازید. چه چیزی در لیست شما برای شما شادی آور است و چه چیزی انرژی شما را از بین می برد؟

قبل از پرداختن به مورد بیرونی ، به دنیای درونی خود بپردازید – هرچه بیشتر از هم ترازی و قطع ارتباط با خود باشید ، احساس خالی تر (و شلوغی) بیشتری خواهید داشت. وقتی نوبت به حل و فهم ریشه غرق شدن می رسد ، همه چیز با مراقبت از خود و رفاه شخصی آغاز می شود.

  • 2. چه چیزی می سازم؟

متأسفانه مجبور شده ام طی چند سال گذشته تعداد انگشت شماری از عزیزان را به خاک بسپارم. این شکنندگی زندگی را به من یادآوری می کند. این یک ناپایداری است و من و شما برای همیشه اینجا نخواهیم بود.

تعمق این ممکن است ترسناک به نظر برسد ، اما قرار دادن ناپایداری در یک زمینه مناسب نیز می تواند قدرت دهنده باشد. وقتی مفهوم را با این سوال ترکیب می کنید ، تمرکز شما برای لحظه فعلی و همچنین تصویر بزرگتر تجدید می شود.

با مرتب پرسیدن از خود ، من چه می سازم؟ شما احساس اضطراری ایجاد می کنید تا هر روز حساب شود و موارد غیر ضروری را حذف کنید .

آیا این چیزی است که بعداً به آن افتخار کنید؟ در غیر اینصورت ، تصمیم بگیرید که چه چیزی می خواهید بسازید و اجازه ندهید محدودیت های فعلی شما را از خواب دیدن باز دارد. در این مرحله از فرآیند ، به آن مثل الان نگویید – به او بگویید چگونه می خواهید باشد.

  • 3. قدم بعدی من چیست؟

بعد از پرداختن به زندگی شخصی و شغلی ، وقت آن است که وارد عمل شوید. گام اول نیازی به حرکت عظیم نیست. در عوض ، یک چیز کوچک را برای شروع انتخاب کنید. هدف شما این نیست که مسیر زندگی خود را در حال حاضر تغییر دهید – ایجاد یک حرکت مثبت است.

شما می خواهید بر آنچه که از زندگی می خواهید متمرکز شوید و در عین حال کنترل خود را حفظ کنید. بنابراین ، بزرگ فکر کنید ، اما کوچک رفتار کنید. از خود بپرسید ، کوچکترین و فوری ترین اقدامی که اکنون می توانید برای جلو بردن انجام دهید چیست؟

به عنوان مثال ، فرض کنید هدف شما از دست دادن  وزن است. امروز یک تمرین 30 دقیقه ای را کامل کنید. اگر می خواهید یک فشار جانبی را شروع کنید ، لیستی از آنچه برای شروع کار لازم است ایجاد کنید. اگر صاحب مشاغل هستید و احساس گیر افتادن می کنید ، یک مربی پیدا کنید تا از او مشاوره بخواهید.

شما نمی توانید زمان مشکلات در زندگی خود را کنترل کنید ، اما می توانید نحوه پاسخگویی به آن لحظات را کنترل کنید. دفعه دیگر که متوجه شدید در خانه شما را می زند این سه سوال را به خود یادآوری کنید.

 

9 نشانه موفقیت شما… !

9 نشانه موفقیت شما… !

ترجمه اختصاصی از مقاله مجله موفقیت  | 

 

اگر بلندپرواز باشید ، هر از گاهی احساس شکست خواهید کرد. اهداف عالی منجر به لحظاتی اجتناب ناپذیر می شوند که شما هنوز مطابق انتظارات خود عمل نمی کنید.

ما در جهانی زندگی می کنیم که این احساس را تقویت می کند. گرچه اکثر مردم آن را قبول نمی کنند – غیر از مردی که در پشت ذهن ما با برچسب “او که با بیشتر اسباب بازی ها برنده می شود برنده می شود” – ما دارایی های مادی را با موفقیت برابر می دانیم.

شرم آور است که ما درگیر تفکر مادی می شویم زیرا مطمئناً آنرا بهتر می دانیم. مطالعه ای که توسط دانشگاه استرایر انجام شد نشان داد که 90٪ آمریکایی ها معتقدند که خوشبختی نشان دهنده موفقیت بزرگتر از قدرت ، دارایی یا اعتبار است. کمی عمیق تر ، 67٪ موفقیت را “روابط خوب با دوستان و خانواده” تعریف کردند و 60٪ گفتند که این کار دوست داشتن کاری است که برای امرار معاش می کنید. فقط 20٪ اظهار داشتند که ثروت پولی تعیین کننده موفقیت است.

اما گفتن و انجام دادن دو چیز کاملاً متفاوت است.

وقتی نوبت به موفقیت می رسد ، چشمان ما اغلب ما را به بیراهه می کشانند. سخت است که احساس نکنید موفق ترین افراد کسانی هستند که بزرگترین خانه ها ، گرانترین ماشینها و با نفوذترین دوستان را دارند. صرف نظر از آنچه که به دست می آورید ، همیشه شخصی با افراد بیشتر وجود دارد و این باعث می شود شما احساس کنید در حال از دست دادن هستید. مشکل کمبود اسباب بازی شما نیست ؛ اعتقاد بر این است که اسباب بازی ها نشان دهنده موفقیت واقعی است.

موفقیت واقعی مربوط به این است که شما کی هستید و تا چه حد پیشرفت کرده اید. اگر هرگز نگران بودید که آنطور که باید موفق نیستید ، ممکن است خودتان را در برابر معیارهای اشتباه ارزیابی کنید. گاهی اوقات فقط به یک یادآوری نیاز دارید که در زندگی واقعا به موفقیت رسیده اید. شاخص های موفقیت که در پی می آیند به شما در انجام این کار کمک می کنند.

1. شما دیگر مرکز جهان نیستید. 

همه ما افراد “موفقی” را می شناسیم که مانند مرکز جهان عمل می کنند. این دنیای آنهاست و بقیه ما فقط در آن زندگی می کنیم … درست است؟ این موفقیت نیست موفقیت واقعی مستلزم توانایی احساس همدلی است – برای درک این نکته که احساسات و رویاهای دیگران به همان اندازه ما مهم است و ما بدون آنها نمی توانیم موفق شویم.

2. مثبت می مانید. 

امید و خوش بینی از اجزای اساسی یک زندگی شاد هستند. اگر روی چیزهای اشتباهی بنشینید ، تلخ و کینه ای می شوید. وقتی این اتفاق می افتد ، شکست می خورید – مهم نیست که به چه چیزی رسیده اید. موفقیت واقعی به معنای همیشه دیدن جنبه درخشان و باور داشتن قدرت برای بهتر کردن حتی بدترین شرایط است.

3. می دانید که شکست برای همیشه نیست. 

شما آموخته اید که تنها افرادی که هرگز شکست نمی خورند کسانی هستند که تلاش نمی کنند. وقتی شکست می خورید ، به طور خودکار تصور نمی کنید که یک شکست هستید. در عوض ، شما هر شکست را به عنوان فرصتی برای یادگیری چیزی در آغوش می گیرید – و سپس ادامه می دهید. اگر در بعضی مواقع هنوز با این مسئله دست و پنجه نرم می کنید ، بدانید که هرگز موفقیت واقعی را تجربه نخواهید کرد تا زمانی که یاد بگیرید شکست را در آغوش بگیرید. اشتباهات شما با آشکار کردن اینکه در یک مسیر اشتباه هستید ، راه موفقیت شما را هموار می کند. بزرگترین موفقیت معمولاً زمانی رخ می دهد که احساس ناامیدی و گیر افتادن کنید. این ناامیدی است که شما را مجبور می کند متفاوت فکر کنید ، به بیرون از جعبه نگاه کنید و راه حل را که از دست داده اید ، ببینید.

4- شما مسائل را از منظر چشم انداز نگاه میکنید. 

گاهی اتفاقات بدی می افتد. این بخشی از زندگی است. با این حال ، برای اکثر ما ، بدترین روز ما برای کسی که دارای مشکلات واقعی است تعطیلات به نظر می رسد – مانند کافی نبودن غذا برای غذا خوردن ، یا تلاش برای زنده ماندن از یک جنگ داخلی. قفل کردن کلیدهای خود در اتومبیل – یا حتی تحویل گرفتن برای یک ترفیع – بد نیست اگر شما یاد بگیرید که چشم انداز توسعه دهید. اگر توانایی حفظ چشم انداز مشکلات خود را دارید ، آن را به عنوان یک موفقیت بزرگ علامت گذاری کنید.

5. شما در صورت نیاز به کمک کمک می کنید.

امتناع از درخواست کمک ، هر چقدر هم که تقلا می کنید ، نشانه عدم بلوغ عاطفی است. درخواست کمک به این معنی است که دیگر احساس نمی کنید چیزی با اثبات کامل بودن اثبات کرده اید. این نشان می دهد شما از اینکه افراد نقاط ضعف شما را کشف کنند نمی ترسید و می فهمید که هیچ کس به تنهایی موفق نمی شود.

6. می فهمید که زندگی یک بازی با جمع صفر نیست.

یکی از نشانه های مطمئن موفقیت ، توانایی تجلیل از دستاوردهای دیگران با شور و شوق صادقانه است.

7. می توانید تفاوت بین درام و هیجان را تشخیص دهید.

روزهایی را بخاطر می آورید که روابط پایدار خسته کننده بودند و شما به سرعت از هرکسی که با شما آنطور که باید رفتار می کرد خسته شدید؟ اگر آن نوع “درام” مربوط به گذشته است ، تبریک می گویم. اگر ثبات و عمق را به درام ترجیح می دهید ، موفق خواهید شد.

8- شما دیگر به فکر دیگران فکر نمی کنید.

شما فقط درمورد آنچه دیگران فکر می کنند نگران می شوید در حالی که هنوز احساس می کنید چیزی برای اثبات دارید. برعکس ، شما می دانید که “دیگر آن را” ساخته اید وقتی دیگر نگران آن نباشید – وقتی که نسبت به خود و اصول خود صادق هستید و از زندگی خود راضی هستید. شما می دانید که این کار را کرده اید وقتی می فهمید که نظرات دیگران فقط همین است – نظرات هیچ تاثیری در واقعیت ندارند. آنها شما یا شما را تغییر نمی دهند.

9. آنچه را نمی توانید تغییر دهید می پذیرید و آنچه را می توانید تغییر می دهید.

بین بدبینی و عملی تفاوت وجود دارد. اگر طوفانی پیش روی شما باشد ، هیچ کاری نمی توانید برای جلوگیری از آن انجام دهید. اما هنگامی که قبول کنید طوفان در حال آمدن است ، می توانید برای کاهش اثرات آن کار را شروع کنید. اگر شرکت شما کوچک شود و از کار بیکار شوید ، هر لحظه انکار می کنید هر آنچه در افق انتظار می رود را به تأخیر می اندازد. فقط وقتی می توانید گزینه های خود را جستجو کنید و برای تغییر آنچه می توانید برنامه ریزی کنید ، می توانید حرکت کنید. به عهده گرفتن مسئولیت تغییر چیزهایی که در زندگی خود دوست ندارید یکی از بزرگترین شاخص های موفقیت است.

11 مرحله برای ساختن یک روال روزانه و چرا؟

11 مرحله برای ساختن یک روال روزانه و چرا؟

ترجمه اختصاصی از مقاله مجله موفقیت  | 

 

در سال 1961 ، مکسول مالتز ، دکتر م. ، کتاب کوچکی به نام روانی- سایبرنتیک منتشر کرد ، اصطلاح پایه ای که وی آن را تعریف کرد ، “هدایت ذهن شما به یک هدف مفید  ، بنابراین شما می توانید به بزرگترین بندر در جهان ، آرامش ذهن برسید.” در این کتاب ، مالتز درباره اهمیت روال و عادت به عنوان حیاتی برای بهره وری ، گفت: “اینها و بسیاری از پدیده های رایج دیگر ، نشان می دهند که حداقل 21 روز زمان نیاز دارد تا یک تصویر ذهنی قدیمی حل شود.

از این جمله بی شرمانه ، که او بر اساس مطالعات مشاهده ای از خود و بیمارانش بنا نهاده است ، متولد شد که اکنون به عنوان واقعیت پذیرفته شده است: ساختن یا شکستن یک عادت 21 روز طول می کشد. در واقعیت ، تحقیقات ثابت کرده اند که واقعاً در اینجا یک شماره جادویی وجود ندارد ، و این که می تواند از 18 تا 254 روز در هر جایی طول بکشد تا یک عادت به صورت خودکار تبدیل شود. اگر این مبهم به نظر می رسد . ایجاد عادت و شکل گیری روزمره اقدامات بسیار شخصی است.

عادت در مقابل روتین: تفاوت چیست؟

شکل گیری عادت ، بیش از روالها ، یک موضوع تحقیقاتی محبوب است. و درک تفاوت های آنها مهم است. عادت ها به یک نشانه احتیاج دارند و بعد از گذشت زمان ، یک تکه از روال را تشکیل می دهند. به عنوان مثال ، یک عادت شستن دست های شما پس از استفاده از دستشویی است. استفاده از دستشویی نشانه ای برای شستن دست ها است. این یک امر معمول است زیرا این یک رفتار ناخودآگاه است که توسط والدین ، معلمان و علائم منتشر شده در دستشویی های عمومی در حال حرکت است.

به خودی خود ، شستن دست ها یک عادت است. همچنین می تواند بخشی از یک خوشه عادت باشد. این یک روال است. به عنوان مثال ، شاید روال صبح شما با اولین نشانه شروع شود: ساعت زنگ دار. قهوه ، قهوه خواندن صبحانه ، دوش گرفتن ، حمام (با شستن دست) ، لباس پوشیدن و سوار شدن در ماشین برای رانندگی به محل کار. هر یک از این فعالیت ها به خودی خود عادات هستند. آنها با هم یک روال را تشکیل می دهند.

چرا باید نسبت به روال خود هدفمند باشید

چه هدفمند باشید ، شما یک روال روزمره دارید. برخی از عادات شما را انتخاب کرده اید ، خوب و بد ، که کارهای روزمره شما را تشکیل می دهد. به عنوان مثال ، من شیرینی ها را بعد از غذا میل می کنم – هر وعده غذایی.  اما این عادت به نشانه وعده های غذایی متصل شده است. با گذشت سالها ، این یک عمل تقریباً اتوماتیک است.

بنابراین ، هدف من پیکربندی مجدد روال من برای کمک به تمام روش هایی است که می خواهم رشد کنم: بهره وری ، خواب آرام ، سلامت عمومی و بهزیستی … این لیست ادامه می یابد. این همچنین به معنای ایجاد روش هایی برای از بین بردن عادت هایی است که من نمی خواهم ، مانند شیرینی های بعد از غذا. این امر نیاز به توجه روزانه و هدفمند به اعمال من دارد. هنگامی که یک روال سالم را ایجاد کنم ، قدرت مغز من آزاد می شود تا روی چیزهای بزرگ کار کنم: اهداف من.

آیا کارهای روزمره مهمتر نیستند؟

کارهای روزمره صبح یک مبحث پرطرفدار است ، اما من دوست دارم به برنامه های عصرانه خود به عنوان پایه ای اساسی برای کارهای روز صبحم فکر کنم – راهی برای هک کردن صبح ها به عنوان بهترین مطلق آنها. هرچه شب من بهتر باشد ، صبح من بهتر است. در مورد آن فکر کنید: اگر شب های خود را با وعده های غذایی شیرین در جلوی تلویزیون می گذرانید ، فکر می کنید صبح روز بعد چه احساسی دارید؟ اگر شبهای خود را با کمی مراقبه ، کمی روزنامه نگاری و کمی وقت گذراندن صحبت با عزیزان سپری کنید ، چه می شود؟

همه اینها برای گفتن اینکه روالهای صبح و شب شما به یکدیگر وابسته هستند و هیچ یک از دیگری بهتر نیست. به خاطر این قطعه ، ما به کارهای روزمره می پردازیم.

11 قدم برای ساختن یک روال روزانه

مهمترین چیزی که در اینجا باید به خاطر بسپارید این است که روال کاملاً شخصی است و بی پایان قابل تنظیم است. در دام تلاش برای ساختن روالهایی که برای شما منظور نبود ، قرار نگیرید.

1. روال فعلی خود را مشخص کنید.

این بسیار مهم است. به احتمال زیاد دوجین عادت روزانه دارید که حتی متوجه نمی شوید که انجام می دهید. تعمیر و نگهداری روزمره خود را با نگه داشتن یک دفترچه کوچک با خود در همه زمان ها شروع کنید. هر عملی را که به یاد دارید انجام دهید بنویسید. همیشه دو دقیقه قبل از هشدار از خواب بیدار می شوید؟ آن را بنویسید. همیشه صبح یکشنبه یک بسته اضافی شکر را در قهوه خود اضافه کنید؟ آن را بنویسید. هرچه این اقدامات بی حد و حصر به نظر می رسند ، آنها با رفتارهای ناخودآگاه که به ما شکل می دهد گره خورده اند. آگاهی از آنها اولین قدم در شناسایی مواردی است که می خواهیم آنها را نگه داریم یا جایگزین کنیم.

2. نشانه هایی را برای خود ایجاد کنید.

اگر می خواهید یک عادت بسازید ، به خودتان نشان دهید. به همین دلیل یادآوری های روزانه در برنامه های رژیم غذایی محبوب و ورزش بسیار مؤثر است. آنها ما را از کارهای روزمره خود بیرون می کشند و عملی را که می خواهیم در برنامه های جدید خود بسازیم به ما یادآوری می کنند. سعی کنید تا حد ممکن نشانه را طبیعی کنید. به عنوان مثال ، اگر به جای چیپس یا کلوچه سعی می کنید از میوه های تازه و سبزیجات برای خوردن میان وعده ها استفاده کنید ، کاسه های محصولات تازه را روی چندین میز در سرتاسر خانه خود قرار دهید. کیسه های سبزیجات از پیش سبزیجات را از قبل برش دهید تا وقتی عجله دارید ، آنها را راحت بگیرید.

3. آن را خودتان بسازید.

سعی نکنید یک شیوه زندگی را تغییر دهید که متناسب با زندگی شما نباشد. من در خوردن صبحانه و دریافت وعده های غذایی روزانه میوه و سبزیجات ام مشکل دارم. بنابراین ، برای من ، یک اسموتی بزرگ دلچسب برای من آسان و طبیعی است. بخشی از برنامه های روز عصر من تنظیم کردن مخلوط کن بر روی پیشخوان (نشانه های عادت) و داشتن تمام اجزای اسموتی در ظروف یک وعده منجمد است. اگر من این کار را نکردم ، احتمالاً وقت ندارم محصول را کاهش دهم یا مخلوط کن را از ساعت 7 صبح از قفسه کابینت پایین بیاورم.

4. شماره جادویی را نادیده بگیرید – این یک سبک زندگی است.

روالهای هدفمند ، تغییر سبک زندگی هستند. در این جمله به کلمه “زندگی” توجه کنید. این 30 روز برترین و بهترین تولید کننده خود نیست. ساختن یک عادت می تواند از 18 تا 254 روز طول بکشد. به همین دلیل این تعداد گسترده است. این نه تنها برای هر شخص بلکه برای هر عادت متفاوت است. نوشیدن هشت لیوان آب در روز احتمالاً راحت تر از است ، مثلاً نشستن برای نوشتن 1000 کلمه از کتاب در روز.

اجرای اسموتی روزانه من بسیار آسان است ، و حدود 30 روز طول کشید تا این موضوع جزئی از روال من شود. اما من نسبت به عادات جسمی مانند ورزش روزانه مقاوم تر هستم. این امر به چندین سرنخ دیگر و صحبت کردن با خود نیاز دارد. من راه طولانی برای ادامه دادن به این عادت دارم.

5- تصمیمات خود را کاهش دهید.

ساخت روتین سخت است زیرا ساختن عادات سخت است. بخشی از کارهای روزمره که سعی در ساختن آن دارم این است که زمان تلویزیون خواندن یک ساعت قبل از خواب را قطع کنم. در حین خواب ، ذهن ما افکار ما را پردازش و حل می کند. “خوابیدن به یک مشکل” به وجود آمد زیرا تحقیقات نشان دادند که مغز ما برای حل کردن مشکل و حل مشکلات بزرگ و افکار پیچیده ما هنگام خواب کار می کند. نظریه من: اگر قبل از خواب چیزی فكر برانگیز بخوانم ، مغزم از طریق افكار معناداری عمل می كند كه زندگی من را بهبود می بخشد.

من تصمیم خود را کاهش می دهم (تماشای تلویزیون یا خوانده شده؟) با “مخفی کردن” کنترل از راه دور در یک کشو و قرار دادن کتابخوان الکترونیکی یا جریان فعلی من در مکانی آشکار مانند میز قهوه. این هم به عنوان یک نشانه عادت و هم برای کاهش تصمیم گیری مفید است.

6. وسوسه هایی که منجر به عادت های قبلی می شود ، کاهش دهید.

این ممکن است واضح به نظر برسد ، اما یک نکته قدرتمند برای یادآوری است. عادات از طریق نشانه ها شکل می گیرند. اگر عادت دارید در حدود ساعت 3 بعد از ظهر به یک قوطی نوشابه برسید ، آن قوطی ها را با بطری های آب یا حتی قوطی آب سودا جایگزین کنید.

7. زمان قطع فناوری را تنظیم کنید.

یک تحقیق در حال رشد نشان می دهد که فناوری می تواند در شب تأثیر منفی بگذارد. چراغ های آبی موجود در صفحه ، ذهن ما را درگیر می کند و می تواند بر خواب آرامش بخش تأثیر بگذارد. بازدیدهای دوپامین در رسانه های اجتماعی تأثیر نزولی دارند که می تواند بر روحیه و حتی وضعیت جسمی ما تأثیر منفی بگذارد. به ذکر بیشتر مواردی که در تلویزیون تماشا می کنیم دقیقاً هدف مدار نیستند. این بدان معنا نیست که شما باید تلویزیون خود را بفروشید و از شبکه خارج شوید ، اما به این معنی است که می توانید با تنظیم یک ساعت سخت قطع هر شب ، کنترل خود را دوباره به دست آورید.

8- فعالیت  داشته باشید.

بعضی اوقات مغز شب هنگام خاموش است. برخی از کشش های ساده را پیدا کرده ام یا یک جلسه سریع تر یوگا ترمیم کننده به من کمک می کند تا احساس ریشه کنم و به طور طبیعی در حالت قبل از خواب قرار می گیرم. برای برخی ، یک فصل سریع در رمان مورد علاقه خود برای انجام این ترفند کافی است. فقط بخاطر داشته باشید که این فعالیت نباید سرسخت باشد زیرا می تواند بدن و مغز شما زنده شود ، این چیزی نیست که ما در این ساعت به دنبال آن هستیم.

9. اگر یک روز را از دست دادید ، فریب نخورید.

جنبه جالب دیگری از تحقیقات نشان داد که ایجاد عادت به همان اندازه که فکر می کردیم متمایز نیست. یک مطالعه 2010 نشان داد که شرکت کنندگان که یک روز را از دست داده اند نسبت به شرکت کنندگانی که هر روز این عمل را انجام داده اند ، مقاومت طولانی مدت نسبت به ایجاد عادت ندارند.

این یک تغییر سبک زندگی است ، و این بدان معنی است که این زمان نیست که خودتان را برای یک روز از دست رفته در اینجا و آنجا ضرب و شتم کنید. در حقیقت ، این نوع پاسخ منفی می تواند باعث شود در کل نسبت به تغییر مقاومت بیشتری داشته باشیم. روز از دست رفته خود را بپذیرید و دوباره به آن بازگردید.

10. صبح روز بعد خود را برنامه ریزی کنید.

طبق تجربه من ، بهترین قسمت از برنامه های عصرانه من برنامه ریزی کردن صبح روز بعد است. این بخشی از فعالیت است که به من کمک می کند تا روز به من احساس بسته شود. من دقیقاً مثل اینکه ممکن است یک رستوران یا فروشگاه را ببندید ، من از وقایع روز استفاده می کنم: چه خوب اتفاق افتاد ، چه کاری را انجام دادم و چه کارهایی هنوز مانده است. این به من کمک می کند تا یک برنامه بازی برای صبح روز بعد تهیه کنم. سپس ، هنگامی که از رختخواب خارج می شوم ، می توانم به جای گذراندن چند ساعت اول (که من پیدا کردم بهترین ساعتهای روز من هستند) روز را به هدف حمله کنم ، انجام کارهای بی معنی یا پریشان.

11. پیشرفت خود را پیگیری کنید.

مشابه ژورنال وظایف خود در ابتدای تعمیرات روزمره ، در هنگام ساختن خوشه های جدید عادت ، یک ژورنال را نگه دارید. مشخص کنید چه چیزی کار می کند ، چه چیزی به راحتی می آید و به چه چیزی مقاوم هستید. این به شما امکان می دهد سفارشی کردن روال جدید خود را با آنچه بیشترین حس را برای شما رقم می زند ادامه دهید. به یاد داشته باشید ، روال مجازاتی یا یک چالش 30 روزه نیست که مشکلات شما را حل کند. این راهی برای معرفی هدف ، بهره وری و آرامش در ذهن شما است.

همه چیز که شما باید برای بهبود زندگی خود باید بدانید.

همه چیز که شما باید برای بهبود زندگی خود باید بدانید. 

نرجمه اختصاصی از مقاله مجله موفقیت By Jim Rohn | December 15, 2019

 

“من برای شما آرزوی زندگی ثروت ، سلامتی و خوشبختی دارم. زندگی ای که در آن به خود هدیه صبر ، فضیلت عقل ، ارزش دانش و تأثیر ایمان به توانایی خود در رویای خود و رسیدن به پاداش های ارزشمند می بخشید. ” – جیم ران

 

یک روز مربی من ، آقای ارل شاف ، به من گفت ، “جیم ، اگر می خواهید ثروتمند و خوشحال باشید ، این درس را به خوبی یاد بگیرید: یاد بگیرید که روی خودتان سخت تر کار کنید تا اینکه در کار خودتان آن را انجام دهید.” باید اعتراف کنم که این چالش برانگیزترین تکلیف بود. این تجارت از پیشرفت شخصی شاید یک عمر طول می کشد.

می بینید ، آنچه شما می شوید بسیار مهمتر از آن چیزی است که می کنید. سؤال مهمی که در مورد شغل باید پرسید این نیست ، “من چی می گیرم؟” درعوض ، باید سؤال کنید ، “من چی می شوم؟” آنچه شما می شوید مستقیماً بر آنچه کسب می کنید تأثیر می گذارد.

نگه داشتن آنچه که از طریق پیشرفت شخصی حاصل نشده ، دشوار است. بدیهیات مهم زندگی اینجا است: داشتن بیش از آنچه که هست ، بیش از آنچه هست ، باشد.

مهارت های موفقیت در بازار

بازار محل استقبال است. فرصت زیادی وجود دارد ، اما شما باید برای آن آماده شوید و برای آن آماده شوید. ما باید بخشی از امسال را برای آماده شدن برای سال آینده خرج کنیم و باید بخشی از این دهه را آماده کنیم تا برای یک دهه آینده آماده شود. امیدوارم دلیل اینکه ما اینجا هستیم ، خوب به نظر برسیم ، خوب کار کنیم ، این است که ما بخشی از دهه گذشته را صرف آمادگی در این دهه کردیم.

بخش بزرگی از زندگی صرف آماده شدن ، بخشی از آن توسعه مهارت هایی است که باعث موفقیت در بازار می شود. این کار با پیشرفت شخصی ، بهبود خود و پیشرفت قابل اندازه گیری آغاز می شود.

توسعه شخصی یک چالش است

توسعه شخصی یک فشار است. این یک مبارزه است. این یک چالش است. بدون چالش هیچ پیروزی نخواهد بود. این زندگی تلاش و چالش است که خود و مهارت های خود را توسعه دهیم تا ببینیم چه چیزی می توانیم از راه ارزش در بازار ایجاد کنیم. این مهارت ها و ارزش ها را به بازار منتقل می کند و می داند چه چیزی برای ما باز خواهد گشت.

عادات جدید آسان نمی شوند ، اما می توانند توسعه پیدا کنند. گاهی اوقات هنگامی که حرکت بسیار خوبی را در یک جهت مشاهده می کنید ، تغییر آن چندان آسان نیست ، اما ممکن است. کار ساده ای نیست ، اما ممکن است.  شخصی یک بار گفت ، “موفقیت 10٪ الهام است  و 90٪ تعرق است.” شما فقط باید کتاب ها را بخوانید ، مهارت ها را بیاموزید ، خود را با سرعت پشت سر بگذارید وخود را آماده کنید.

الهام خوب است ، اما الهام باید منجر به نظم و انضباط شود. این یک چیز برای ایجاد انگیزه است ، اما این نکته دیگری است که به اندازه کافی برای شرکت در کلاس ها ، انجام خواندن ، انجام تکرار ، تکرار ، طی کردن آن به مرور و بارها ، تا آنجا که بخشی از شما باشد ، به اندازه کافی انگیزه میدهد . و این چالش ها است. آنها آسان نیستند ، اما این چالش ها هستند که اگر شما برنده شوید و توسعه پیدا کنید و رشد کنید ، این همان چیزی است که تعیین کننده مکان شما ، بازگشت شما ، ارزش سهام شما و ارزش شما از بازار است.

سه بخش توسعه شخصی

من توسعه شخصی را به سه بخش تقسیم کرده ام.

  • معنوی

برخی معتقدند که ما فقط یک باند و شکل پیشرفته از گونه های حیوانات هستیم ، اما معتقدم انسان ها بی نظیر هستند. من اعتقاد دارم که خصوصیات معنوی ما باعث می شود که ما از سایر آفرینش ها متفاوت باشیم. اکنون خودم را در این زمینه آماتور می دانم ، اما صرف نظر از پیشینه شما ، فکر می کنم باید ارزیابی کنید که چه رشد و تغییراتی را می خواهید در این زمینه حیاتی ایجاد کنید. ارزشهای معنوی و اخلاقی به ایجاد یک پایه محکم در زیر تلاش شما برای ثروت و خوشبختی کمک می کند.

من به شما توصیه می کنم که دانشجوی روحانی طبیعت خود باشید. حتما مطالعه ، تمرین و تدریس کنید. در این باره نگران نباشید زیرا این همان چیزی است که ما را  جدا می کند ، متفاوت از سگ ، گربه ، پرنده و موش. هر آنچه برای توسعه در این زمینه باید بخوانید و جذب کنید ، من اکیداً پیشنهاد می کنم که این کار را انجام دهید.

  •  جسمی

بدن و ذهن با هم کار می کنند. و برای اینکه ذهن شما از تحمل استقامت برخوردار باشد ، بدن شما باید تا حد ممکن از حالت مناسب برخوردار باشد.

جمله را شنیده اید ، “با بدن خود مانند یک معبد رفتار کنید.” یک معبد – کلمه ای بد نیست. چیزی که می توانید خیلی خوب از آن مراقبت کنید. با بدن خود مانند معبد رفتار کنید ، نه یک جنگل جنگلی ، درست است؟ یک معبد. از آن به خوبی مراقبت کن.

تنها خانه ای که باید در آن زندگی کنیم بدن بدنی است و این بخشی از موفقیت در بازار است. این سلامتی جسمی است از نظر جسمی احساس خوبی دارید به طوری که با احساس اعتماد به نفس و اعتماد به نفس به بازار می روید و بخش های مختلفی را در بر می گیرد.

آیا برنامه ورزشی منظم دارید؟ اگر اینطور نیست ، یکی را پیدا کنید که می توانید دنبال کنید و شروع به کار کنید. علاوه بر این ، حتما به غذایی که می خورید توجه کنید. تمام کتاب های مربوط به تغذیه را بخوانید تا ذهن خود را بسازید .

سپس ظاهر بدنی وجود دارد به اندازه کافی مهارت داشته باشید تا از ظاهر خود در بازار مراقبت کنید. ارتباط زیادی با پذیرش شما دارد. سهم بزرگی از این نحوه نمایش افراد دیگر – شغلی ، در جامعه است. جمله ای وجود دارد که می گوید: “خدا به درون نگاه می کند ، و مردم به بیرون نگاه می کنند.” این یک پیشنهاد بد نیست ، به این معنا که: برای خدا از درون مراقبت کنید و از بیرون برای مردم مراقبت کنید. شاید فکر کنید مردم نباید از نظر ظاهری شما را قضاوت کنند. خوب ، بگذارید به شما بگویم ، آنها این کار را می کنند! زندگی خود را بر اساس و نبایدها تکیه نکنید. فقط زندگی خود را بر اساس واقعیت ها پایه گذاری کنید. مطمئناً ، وقتی مردم با شما آشنا می شوند ، بیش از آنچه می بینند ، در مورد شما قضاوت می کنند ، اما در ابتدا ، آنها می خواهند نگاهی بیندازند.

اکنون ، یک عبارت خوب دیگر برای شما آورده ام. این می گوید: “از خود آگاه باشید اما خودآگاه نباشید.” نکته مشخصی وجود دارد که باید خودمان را آگاه کنیم ، مواظب آن باشیم ، سپس بگذزیم. برخی از مردم در مورد ظاهر خود در تمام طول روز نگران هستند و این امر به جای بهتر شدن باعث خراب شدن آن می شود. پس مواظب آن باشید و بعد بگذارید. بهترین کاری را که می توانید انجام دهید و اجازه دهید این کار به پایان برسد. نسبت به خودمان آگاه باشیم ، اما تا حد خودآگاهی نباشیم.

  • ذهنی

بخش سوم برای رشد شخصی ذهن است: ذهن شما را درگیر می کند ، عادت های خوبی برای تفکر ، عادات خوب مطالعه ، دنبال کردن ایده ها و تلاش برای یافتن راه هایی برای اعمال آنها در رفتار انسان و بازار پیدا می کنید. همه این موارد ذهن را تمرین می کند ، چیزی که من آنرا ذهن می نامم.

بخش دیگری از ذهن سازی ، یادگیری طرف دیگر بحث است. این که آیا شما در عرصه معنوی ، سیاسی ، جسمی یا رفتاری بحث و گفتگو دارید ، از طرف مقابل این بحث نترسید. اگر از نظر ذهنی قوی هستید ، می توانید از عهده آن برآیید ، و باید به افراد برای این استدلال اعتبار دهید. حتی اگر ممکن است با آنها موافق نباشید ، باید قبول کنید که آنها به یک نکته خوب رسیدند.

آیا می توانید تصور کنید که اگر متعهد به گسترش ذهن خود هستید ، چه می توانید تبدیل شوید؟ آیا می توانید تصور کنید چه مهارتهایی را توسعه خواهید داد ، چه بینش هایی را در اختیار خواهید داشت؟

ادامه دارد …. .

15 سبک زندگی برای پیدا کردن خوشبختی

15 سبک زندگی برای پیدا کردن خوشبختی

ترجمه اختصاصی از مقاله مجله موفقیت By YEC | July 14, 2020

 

به نظر می رسد پیدا کردن شادی مانند تعقیب سایه ها است. خوشحال ترین افراد لزوماً کسانی نیستند که بیشترین خنده را دارند. آنها مردمی هستند که اشتیاق و رضایت مطلق را در زندگی خود نشان می دهند. آنها هر روز صبح از خواب بیدار می شوند و در پایان روز احساس آرامش و رضایت می کنند.

خوشبختی یک کار روزمره است. این در مورد انتخاب شادی است ، و کارهای ساده ای وجود دارد که می توانید انجام دهید تا طرز فکر خود را تغییر دهید و واقعاً ، از زندگی لذت ببرید. برای ایده ها ، از اعضای شورای کارآفرینان جوان خواسته ایم که سبک زندگی ایجاد کنند که تأثیر بسزایی در خوشبختی آنها داشته است.

1. تمرین قدردانی 

تمرین قدردانی روزانه به شما این امکان را می دهد که به جای تمرکز روی آنچه که ندارید ، از همه چیزهای مثبت در زندگی خود قدردانی کنید. من هر روز صبح با نوشتن سه تا پنج چیزهایی که در 24 ساعت گذشته اتفاق افتاده است که از آنها سپاسگزارم ، شروع می کنم. برای من مهم است كه هر روز مرخصی را با یك یادداشت مثبت شروع كنم ، كه به من كمك می كند تا با هر راه دیگری روبرو شوم.

2. اولویت قرار دادن خانواده

من اعتقاد دارم که ما به عنوان یک جامعه ناراضی بوده ایم ، زیرا ما بیش از حد روی کار تمرکز می کنیم و روی خانواده های ما تمرکز کافی نیست – و به همین دلیل گناهکار هستیم. مهندسی معکوس زندگی ما و قرار دادن خانواده در اولویت کاری را برای کار شما فراهم می کند و شما را خوشحال تر می کند.

3. گفتن “نه” 

گفتن “نه” به کارهایی که شما واقعاً نمی خواهید انجام دهید باعث می شود خوشبختی بالا برود و نارضایتی از بین برود زیرا تصمیم دارید بهترین راه برای گذراندن وقت خود داشته باشید. افراد ناراضی ناراضی هستند زیرا اغلب آنها چنین کنترلی بر زندگی خود ندارند.

 

4. تغییر تمرکز

مغز ما پس از انجام كاری كه باعث می شود احساس خوبی داشته باشیم ، ماده شیمیایی ، دوپامین را آزاد می كند. این احساس رضایت از اتمام چیزی است. برای من ، آرامش را در کار خود می یابم. هر وقت احساس می کنم کمی پایین آمده است  ، خودم را به وظیفه ای تحریک می کنم که تمرکز من را از احساسات منفی به مثبت منحرف می کند.

5- اولویت بندی مراقبت از خود

هنگامی که ابتدا از خود و سلامتی خود مراقبت می کنید ، خوشبختی شما بالا می رود. گرفتن وقت کافی برای خواب کافی ، ورزش ، غذای مغذی  باعث می شود احساس خوبی داشته باشید. و با اولویت بندی بهزیستی خود ، در محل کار خوب عمل خواهید کرد و همه چیز به روشی بسیار بهتر جمع می شوند.

6. سرمایه گذاری در خود

آموزش خود برای خوشبختی مهمترین کاری است که می توانید انجام دهید تا سعادتمند شوید. درست مانند هر هدف تجاری ، شما باید اهداف شخصی داشته باشید. خودسازی ، عشق به نفس و ارزش خود همه کلید سعادت هستند. صادق بودن با خود سخت و ضروری است ، زیرا شما خواهید آموخت که چه چیزی شما را خوشحال می کند و چه نمی کند.

7. تمرین یوگا و مراقبه 

داشتن روال ضروری است. زودتر از خواب بیدار شوید — من برای 5 یا 6 صبح هدف دارم — و لحظه ای برای خودتان بگذارید در حالی که بقیه دنیا می خوابد. روزانه یوگا را تمرین کنید ، ترجیحاً صبح و مراقبه بعد از آن ، حتی اگر فقط 10 دقیقه باشد. این یک روش عالی برای تمرین آرامش و قدردانی است که داشتن یک طرز فکر مثبت بسیار مهم است.

8- انجام تمرینات کوتاه ذهن آگاهی 

تمرین ذهن آگاهی تأثیر زیادی در بهره‌وری و بهزیستی عاطفی دارد: شما بهتر بخوابید ، احساس انرژی بیشتری خواهید داشت و راحت تر با افکار غیرمستقیم مبارزه خواهید کرد. تنها کاری که باید انجام دهید تمرینات 10 ثانیه ای است که در لحظه کاملاً در آن می مانید. این کار را 100 بار در روز انجام دهید ، که فقط 16 دقیقه است و احساس می کنید زنده تر از گذشته هستید.

9- آب آشامیدنی

کم آبی بدن باعث بدبختی فرد می شود. همه ما برای زنده ماندن به آب احتیاج داریم و بدن ما سیگنال هایی از قبیل تشنگی و لعنت را می فرستد. روزانه چندین فنجان میل کنید تا روحیه خود را بالا ببرد و سالم بمانید. نوشیدن آب ساده اما مهم و مؤثر است.

10. خوردن غذاهای سالم 

متوجه نمی شوید که چقدر غذای چرب و ناسالم چقدر روی شما و روحیه شما تأثیر می گذارد تا زمانی که شروع به انتخاب گزینه های زندگی سالم تری کنید. وقتی از بدن خود مراقبت می کنید ، به طور طبیعی و به طور خودکار احساس بهتری خواهید داشت و این شامل درست خوردن است.

11- داوطلبانه 

وقتی که به دیگران هدیه می دهید نه تنها به آنها بلکه به خودتان نیز کمک می کنید. برای کمک به اطرافیان ، وقت ، پول و منابع خود را داوطلب کنید. به یک موسسه خیریه کمک مالی کنید ، وقت خود را صرف کمک به دیگران یا دانش خود کنید. داوطلبانه به مقابله با استرسهای زندگی روزمره کمک می کند .

12. انجام کارهای تصادفی با مهربانی 

برخی تحقیقات نشان داده اند که افرادی که “اعمال مهربانی” را انجام می دهند شادتر هستند. بنابراین این کار را بطور تصادفی در طول روز در نظر بگیرید تا کمی به خودتان برسید.

13. کاهش تصمیمات

تصمیمات کوچکی را که باید در طول روز اتخاذ کنید کاهش دهید. کاهش تصمیمات ، آشفتگی را در ذهن شما از بین می برد و شما را آزاد می کند تا انرژی خود را روی چیزهایی که بیشتر از همه برای آنها تمرکز دارید متمرکز کنید. هرچه بیشتر وقت خود را صرف کارهایی کنید که به آنها اهمیت می دهید زندگی شما شادتر خواهد بود.

14- جدی نگرفتن خودتان 

افراد تمایل دارند خود را بیش از حد جدی بگیرند و به آنچه نظر سایر افراد نسبت به آنها مربوط می شود بیش از حد نگران هستند. اهداف خود را تعیین کنید و همیشه در تلاش باشید تا خود را به سطح بعدی برسانید ، اما فراموش نکنید که از اینکه چه کسی هستید و به چه دستاوردهای خود رضایت دارید ، خوشحال شوید. همیشه چیزی وجود دارد که ارزش جشن گرفتن را دارد.

15. پذیرش کمبود 

مردم خوشبخت کسانی هستند که خود را به خاطر اشتباهات خود می بخشند. آنها می فهمند که همه چیز اشتباه است و آنها کامل نیستند. آنها می توانند نقص های خود را بپذیرند و هنوز هم خودشان را در آغوش بگیرند. شما می توانید پذیرش کامل خود را تمرین کنید و همچنین آرامش خاطر را برای سعادت پایدار و طولانی مدت ایجاد کنید.

 

7 راه برای قدرت شخصی شما

7 راه برای قدرت شخصی شما

ترجمه اختصاصی مقاله مجله موفقیت  | 

در طول این مدت کار غیر عادی ، من نمی توانم به فرصتی بهتر برای کار روی خود فکر کنم. جیم ران ، نویسنده و گوینده انگیزشی ، توصیه کرد: “بیش از آنچه در شغل خود کار انجام دهید ، روی خودتان کار کنید.” داشتن قدرت شخصی خود راهی برای تأثیرگذاری بر تغییر مثبت در زندگی شخصی شما و گسترش دامنه نفوذ شما است.

1. معتبر باشید. 

مردم شفافیت و اصالت را به عنوان درگاه اتصال می دانند ، اما شما نمی توانید معتبر باشید مگر اینکه ابتدا بدانید که کی هستید. من این را آنقدر قوی باور دارم که یک خال کوبی دارم که می گوید: “اگر به خودتان راست بگویید  قادر خواهید بود دیگران را هدایت کنید.” مردم می خواهند از افراد همفکر با آنها ارتباط برقرار کرده و بیاموزند ، بنابراین بهترین راه برای تأثیرگذاری بر روی این افراد بودن خود واقعی و معتبر بودن شماست.

همه ما با هدایای خاص متولد شده ایم و با استفاده بیشتر از این هدایا می توانیم تأثیر مثبتی بر زندگی خودمان و همچنین زندگی کسانی که لمس می کنیم داشته باشیم. اما ما تمایل داریم که به روش خودمان برسیم. کلمات ، عادات و نگرشهای مربوط به تربیت ما می تواند همچنان بر تأثیرگذاری فکر ما و آنچه که امروزه روی آن تمرکز می کنیم ، تأثیر بگذارد.

یکی از بهترین تمریناتی که به شما کمک می کند از راه خود خارج شوید ، نوشتن لیستی از نظرات و منافع خود است. مواردی که شما واقعاً در مورد خود و زندگی خود دوست دارید چیست؟ تعداد معدودی از افراد به راحتی می گویند که خود را دوست دارند و یا می توانند ویژگی های مثبتی را برای لیست پیدا کنند ، اما هرچه ظرفیت شما برای دوست داشتن خود و آنچه که شما نماینده می کنید بیشتر باشد ، دوست داشتن دیگران آسان تر خواهد بود.

2. سؤالات مؤثر بپرسید. 

با استفاده از لیست خود ، از خود بپرسید که سؤالات باز و مؤثر را مطرح می کنید:

  • چرا این برای من مهم است؟
  • من برای تغییر این چه مبلغی را می خواهم پرداخت کنم؟
  • چه کسی می تواند مربی من باشد؟
  • چه مهارت هایی را یاد می گیرم؟
  • کدام کتابها را می توانم بخوانم؟چه پادکست ها را می توانم گوش کنم؟
  • چه کسی را می تواند به حلقه خود اضافه کنم؟
  • برای ادامه رشد چه رفتاری را می توانم تغییر دهم؟

سوالات را بنویسید و سپس بگذارید ذهن ناخودآگاه شما مشغول ارائه جواب ها باشد. زمان با ارزش ترین منبع ما است ، اما ما 20٪ از آن را صرف فعالیت هایی می کنیم که 80٪ از نتایج ما را تولید می کند. هیچ کس در همه چیز خوب نیست ، اما همه ما چیزی یا چیزهایی داریم که مجموعه مهارتهای طبیعی ما را تشکیل می دهد. بر انجام کارهای بیشتر متمرکز شوید. اگر واقعاً می خواهید قدرت شخصی خود را در اختیار داشته باشید و به عنوان یک فرد رشد کنید ، 20٪ آن را تقویت کرده و سایر موارد را به آنها واگذار کنید.

3. صبح . عصر و کارهای روزمره.

چگونگی شروع و پایان روز شما مهم است. برخی از افراد موفق و با نفوذ در جهان زود هنگام بلند می شوند و تنها برای فعالیت های روزانه خود را صرف فعالیت های خاص می کنند. یک مجموعه فعالیت ها – در حقیقت ، عملی که من انجام می دهم – در کتاب “معجزه آسا” از هال الرود شرح داده شده است به عنوان سکوت ، تصدیق ها ، تجسم ، ورزش ، خواندن و نوشتن (نوشتن). مخفف کلمه نجات دهنده هجی است. صرف حتی 10 دقیقه برای هر یک از این فعالیتها برای اولین بار در صبح ، شما را قادر می سازد کل روز خود را کنترل کنید.

این که من روز خود را در خانه یا در یک اتاق هتل شروع کنم ، چشمانم را می بندم و به مدت 120 ثانیه تجسم می کنم که چگونه می خواهم روز خود را شروع کنم ، چگونه دوست دارم مردم احساس کنند و  می خواهم نتیجه نهایی چه  باشد. بیشتر اوقات ، روز من روشی را که تجسم می کنم تکامل می بخشد زیرا من قبلاً آن را در ذهن خود داشتم.

در پایان روز ، چشمانم را می بندم و از خودم می پرسم چه کار کرده ام . این می تواند فرستادن مناسب  یک ایمیل باشد ، یا شاید من دقیقاً در زمان مناسب برای کسی در آنجا بوده ام. صرف نظر از آنچه در آن است ، من آن را یادداشت می کنم.

من یک دفترچه یادداشت را در کنار تخت خود نگه می دارم ، و قبل از اینکه بخوابم ، آنچه را که نگران هستم و چند سوال موثر را می نویسم. من به احتمال زیاد نمی توانم در مورد نگرانی های  از صبح تا 5 بعد از ظهرکه هر کاری انجام دهم فکر کنم  و با یادداشت کردن آنها ، ذهنم آزاد می شود تا آرام بخوابم. سوالات موثر ممکن است شامل این باشد که من امروز چه چیزی یاد گرفتم؟ به چه کسی کمک کردم؟ چگونه شرکت خودم را بیشتر گرفتم؟ از چه چیزی تشکر می کنم؟ این تمرین فردا را برای مولد من قرار می دهد.

4- درآمد = ارزش.

صرف نظر از شغل شما ، درآمد شما مستقیماً با ارزشی که ارائه می دهید مرتبط است. بنابراین ، شما برای افزودن ارزش به شخص مقابل خود چه کاری انجام می دهید؟ مشقت را بنویس. گوگل  کردن آنها  ، دوستان  در فیس بوک ، در LinkedIn با آنها ارتباط برقرار کنید. آنچه در دنیای آنها اتفاق می افتد را کشف کنید تا بتوانید یک ارتباط معتبر و صمیمانه برقرار کنید. فقط نگران  ارائه یا فروش آن نباشید. هرچه بیشتر رابطه ای برقرار کنید که به ارزش افزوده شود ، بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. بدون شک ، این اقتصاد تجربه است ، بنابراین شخصی سازی خدمات شما مهم است.

5- روی مردم سرمایه گذاری کنید.

هر بار که فرصتی برای سرمایه گذاری در شخصی با تدریس به آنها ، ارائه مشاوره یا گرفتن آنها برای انجام کار خوب ، خواهید دید بارهای مثبت  دریافت شده به شما – مستقیم یا غیرمستقیم – بارها و بارها وجود دارد.

من اعتقاد دارم که اغلب اوقات کار دیگری را برای شخص دیگری انجام می دهیم زیرا فکر می کنیم مفید هستیم ، یا انجام این کار خودمان آسان تر از آن است که آموزش شخص دیگری باشد. اما انجام این کار به آنها کمک نمی کند تا رشد کنند. رهبران واقعی رهبران دیگری را می سازند. بنابراین ، بهترین توصیه من برای توانمند کردن هم خود و هم دیگران این است که آن را یاد بگیرید ، آن را انجام دهید ، آن را آموزش دهید. اگر آن را بیاموزید ، می خواهید آن را جذب کنید ، اما ممکن است آن را حفظ نکنید. پس از انجام این کار ، بهترین تجربه را از طریق تجربه یاد خواهید گرفت. اما هنگامی که شما آن را آموزش می دهید ، دانش را به مغز خود سیمان می کنید و به شخص دیگری قدرت می دهید.

6. تأثیر خود را اندازه بگیرید. 

چگونه می دانید تلاش های شما در حال پرداخت هستند؟ مالکیت شخصی شما در چه عواملی به سیاه و سفید ترجمه می شود؟ تأثیر خود را روی هر کس که لمس می کنید اندازه بگیرید. آیا میزان خرید آن ها  افزایش یافته است؟ مخاطبان بیشتری دارند؟ موفقیت قابل اندازه گیری افرادی که روی آنها تأثیر می گذارید؟ به طور مرتب بازخورد سازنده بخواهید تا بهبود یابد. هدف از صلاحیت ناخودآگاه است.

7. هرگز رشد خود را متوقف نکنید.

اگر می خواهیم مردم از ما پیروی کنند ، ما باید به عنوان انسان به رشد خود ادامه دهیم. اگر واقعاً بخواهیم موفقیت بیشتری کسب کنیم و تجربیات بهتری داشته باشیم ، باید کسی باشیم که افراد مناسب را به زندگی خود جذب کنیم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه ما به طور مداوم به عنوان افراد در حال رشد باشیم.

جادو هنگامی اتفاق می افتد که می دانید روز خود را لحظه به لحظه میخ می زنید. شما در جریان بودید و همه افراد درست همه کارهای صحیح از جمله شما را انجام دادند. شما متعلق به آن بودید ، شروع به اتمام کنید. اما شما همچنین باید اشتباه خود را به روز خود اختصاص دهید. آن روزها برخی از بهترین فرصت ها برای رشد شخصی ارائه شده است. مردم وقتی با چیزی اشتباه پیش می روند با دیگران که راستگو و صریح هستند احترام و همدلی می کنند. فوراً صاحب آن باشید ، اصلاح کنید ، اصلاح کنید و حرکت کنید.

در اختیار داشتن قدرت شخصی شما محور همه چیزهایی است که می خواهید در زندگی محقق شوید: آرزوها برآورده شده ، اهداف محقق شده ، روابط موفق و تأثیرگذاری بر دیگران. همانطور که حرفه خود را انجام می دهید به همان اندازه وقت و توجه را به کار خود اختصاص دهید و سرمایه گذاری شما به صورت نمایی پرداخت می شود.